كوچكترين تشبّه به آنها در عمل ابا دارد .
درس ديگرى كه بايد جامعه بگيرد اين است كه به هرحال باز هم در جامعه زمينههايى كه شهادت را ايجاب كند پيدا مىشود ؛ از اين نظر بايد عمل قهرمانانهء شهيد از آن جهت كه به او تعلق دارد و يك عمل آگاهانه و انتخابشده است و به او تحميل نشده است بازگو شود ، و احساسات مردم شكل و رنگ احساس آن شهيد را بگيرد . اينجاست كه مىگوييم : گريه بر شهيد ، شركت در حماسهء او و هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او و حركت در موج اوست . اينجاست كه بايد ببينيم آيا جشن و شادمانى و پايكوبى و احياناً هرزگى و شرابخوارى و بدمستى - آنچنان كه در جشنهاى مذهبى مسيحيان ديده مىشود - همشكلى و همرنگى و هماحساسى مىآورد يا گريه ؟
معمولًا دربارهء گريه اشتباه مىكنند ؛ خيال مىكنند گريه هميشه معلول نوعى درد و ناراحتى است و خود گريه امرى نامطلوب است .
خنده و گريه ظاهراً از مختصات انسان است . حيوانات ديگر لذت و رنج دارند ، سرور و اندوه نيز دارند ، اما خنده و گريه ندارند . خنده و گريه مظهر شديدترين احساسات انسان مىباشند . آن چيزى كه ما در عرف امروز آن را « احساسات » مىخوانيم از مختصات انسان است ، و خنده و گريه مظهر شديدترين حالات احساسى انسان .
خنده انواع و اقسام دارد كه نمىخواهم فعلًا وارد بحث انواع و اقسام آن بشوم .
گريه نيز به نوبهء خود انواع و اقسام دارد . گريه هميشه ملازم است با نوعى رقّت و هيجان . اشك شوق و عشق را همه مىشناسيم . در حال گريه و رقّت و هيجان خاص آن ، انسان بيش از هر حالت ديگر خود را به محبوبى كه براى او مىگريد نزديك مىبيند ، و در حقيقت در آن حال است كه خود را با او متحد مىبيند . خنده و شادى بيشتر جنبهء خودى و شخصى و در خود فرو رفتن دارد و گريه بيشتر جنبهء از خود بيرون آمدن و خود را فراموش كردن و با محبوب يكى شدن . خنده از اين نظر مانند شهوت است كه در خود فرو رفتن است و گريه مانند عشق است كه از خود بيرون رفتن است .
امام حسين عليه السلام به واسطهء شخصيت عالىقدرش ، به واسطهء شهادت قهرمانانهاش مالك قلبها و احساسات صدها ميليون انسان است . اگر كسانى كه بر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 473
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٧٣