اين مخزن عظيم و گرانقدر احساسى و روحى گمارده شدند - يعنى رهبران مذهبى - بتوانند از اين مخزن عظيم در جهت همشكل كردن و همرنگ كردن و هماحساس كردن روحها با روح عظيم حسينى بهرهبردارى صحيح كنند ، جهان اصلاح خواهد شد .
راز بقاى امام حسين اين است كه نهضتش از طرفى منطقى است ، بُعد عقلى دارد و از ناحيهء منطق حمايت مىشود ، و از طرف ديگر در عمق احساسات و عواطف راه يافته است . ائمهء اطهار كه به گريه بر امام حسين سخت توصيه كردهاند ، حكيمانهترين دستورها را دادهاند . اين گريههاست كه نهضت امام حسين را در اعماق جان مردم فرو مىكند ؛ تكرار مىكنم : به شرط آنكه گروهى كه بر اين مخزن عظيم گمارده شدهاند بدانند چگونه بهرهبردارى كنند .
دل بسى خون به كف آورد ولى ديده بريخت * اللَّه اللَّه كه تلف كرد و كه اندوخته بود ؟
تربت شهيد
صدّيقهء كبرى فاطمهء زهرا ( سلام اللَّه عليها ) وقتى كه پدر بزرگوارشان دستور تسبيحات معروف را به ايشان دادند ( 34 بار اللَّه اكبر ، 33 بار الحمد للَّه و 33 بار سبحان اللَّه كه ما هم معمولًا بعد از نماز به عنوان تعقيب يا در وقت خواب مىخوانيم ) رفت سر قبر عموى بزرگوارش جناب حمزة بن عبدالمطّلب و از تربت شهيد براى خود تسبيح درست كرد . اينها معنى دارد .
يعنى چه ؟ خاك شهيد محترم است . قبر شهيد محترم است . انسان براى اينكه اذكار و اوراد خود را بشمارد نيازمند به سبحه ( تسبيح ) است ؛ چه فرق مىكند كه دانههاى تسبيح از سنگ باشد يا چوب يا خاك ؟ و از هر خاكى بردارد برداشته است ، ولى ما اين را از خاك تربت شهيد برمىداريم و اين نوعى احترام به شهيد و شهادت است ؛ نوعى به رسميت شناختن قداست شهادت است .
بعد از شهادت امام حسين عليه السلام اگر كسى بخواهد از خاك شهيد تبرك بجويد از خاك حسين بن على تهيه مىكند .
ما كه مىخواهيم نماز بخوانيم و از طرفى سجده بر فرش و بر مطلق مأكول و ملبوس را جايز نمىدانيم ، با خود خاكى يا سنگى برمىداريم ، ولى پيشوايان ما به ما