10 . سازگارى انسان و طبيعت .
هر كدام از اينها نياز به تجزيه و تحليل و استدلال دارد ؛ اميدوارم كه در آيندهء نزديكى اين مهم را انجام دهم . در اينجا منظور ما صرفاً شناساندن ماهيت اين نويد و آرمان اسلامى است .
دونوع انتظار
آنچه بايد اميد و آرزو داشت و آن چيزى كه تقدير الهى ، نظام جهان را پوينده به سوى آن قرار داده ، آن بود كه اشاره كرديم .
اكنون بايد برگرديم به اول سخن و آن اينكه انتظار فرج دو گونه است : انتظارى كه سازنده است ، تحركبخش است ، تعهدآور است ، عبادت بلكه بافضيلتترين عبادت است ، و انتظارى كه ويرانگر است ، بازدارنده است ، فلجكننده است و نوعى « اباحيگرى » محسوب مىشود . و گفتيم كه اين دو نوع انتظار معلول دو نوع برداشت از ظهور عظيم تاريخى مهدى موعود عليه السلام است و اين دو نوع برداشت به نوبهء خود از دو نوع بينش دربارهء تحولات تاريخ ناشى مىشود . اكنون به تشريح اين دو نوع انتظار مىپردازيم و از انتظار ويرانگر آغاز مىكنيم .
انتظار ويرانگر
برداشت قشرى از مردم از مهدويّت و قيام و انقلاب مهدى موعود اين است كه صرفاً ماهيت انفجارى دارد ؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعيضها و اختناقها و حق كشىها و تباهيها ناشى مىشود ؛ نوعى سامان يافتن است كه معلول پريشان شدن است . آنگاه كه صلاح به نقطهء صفر برسد ، حق و حقيقت هيچ طرفدارى نداشته باشد ، باطل يكهتاز ميدان گردد ، جز نيروى باطل نيرويى حكومت نكند ، فرد صالحى در جهان يافت نشود ، اين انفجار رخ مىدهد و دست غيب براى نجات حقيقت - نه اهل حقيقت ، زيرا حقيقت طرفدارى ندارد - از آستين بيرون مىآيد . عليهذا هر اصلاحى محكوم است ، زيرا هر اصلاح يك نقطهء روشن است ؛ تا در صحنهء اجتماع نقطهء روشنى هست دست غيب ظاهر نمىشود . بر عكس ، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعيض و هر حق كشى ، هر پليدىاى به حكم اينكه مقدمهء صلاح كلى است و انفجار را قريبالوقوع مىكند رواست ، زيرا « الْغاياتُ تُبَرِّرُ