الْمَبادى » ( هدفها وسيلههاى نامشروع را مشروع مىكنند ) . پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار ، ترويج و اشاعهء فساد است .
اينجاست كه گناه ، هم فال است و هم تماشا ، هم لذت و كامجويى است و هم كمك به انقلاب مقدس نهايى . اينجاست كه اين شعر مصداق واقعى خود را مىيابد :
در دل دوست به هر حيله رهى بايد كرد * طاعت از دست نيايد گنهى بايد كرد
اين گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهيان از منكر با نوعى بغض و عداوت مىنگرند ، زيرا آنان را از تأخير اندازان ظهور و قيام مهدى موعود ( عجّل اللَّه تعالى فرجه ) مىشمارند . برعكس ، اگر خود هم اهل گناه نباشند ، در عمق ضمير و انديشه با نوعى رضايت به گناهكاران و عاملان فساد مىنگرند ، زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مىنمايند .
شبه ديالكتيكى
اين نوع از برداشت از آن جهت كه با اصلاحات مخالف است و فسادها و تباهيها را به عنوان مقدمهء يك انفجار مقدس ، موجه و مطلوب مىشمارد بايد « شبه ديالكتيكى » خوانده شود ، با اين تفاوت كه در تفكر ديالكتيكى با اصلاحات از آن جهت مخالفت مىشود و تشديد نابسامانيها از آن جهت اجازه داده مىشود كه شكاف وسيعتر شود و مبارزه پيگيرتر و داغتر گردد ، ولى اين تفكر عاميانه فاقد اين مزيت است ؛ فقط به فساد و تباهى فتوا مىدهد كه خودبهخود منجر به نتيجهء مطلوب بشود .
اين نوع برداشت از ظهور و قيام مهدى موعود و اين نوع انتظار فرج كه منجر به نوعى تعطيل در حدود و مقررات اسلامى مىشود و نوعى « اباحيگرى » بايد شمرده شود ، به هيچ وجه با موازين اسلامى و قرآنى وفق نمىدهد .
انتظار سازنده
آن عده از آيات قرآن كريم - كه همچنانكه گفتيم ريشهء اين انديشه است و در روايات اسلامى بدانها استناد شده است - در جهت عكس برداشت بالاست . از اين آيات استفاده مىشود كه ظهور مهدى موعود حلقهاى است از حلقات مبارزهء اهل