بنا بر اين نظريه ، بشر در نيمه راه عمر خود بلكه در آغاز رسيدن به بلوغ فرهنگى ، به احتمال زياد نابود خواهد شد . البته اگر تنها به قرائن و شواهد ظاهرى قناعت كنيم ، اين احتمال را نمىتوان نفى كرد .
نظريهء سوم اين است كه شر و فساد ، لازم لاينفك طبيعت بشر نيست . شر و فساد و تباهى معلول مالكيت فردى است . تا اين ام الفساد هست ، شر و فساد هم هست . مالكيت فردى معلول درجهاى از تكامل ابزار توليد است و با خواستهء انسانها اين ام الفساد از بين نمىرود ، ولى تكامل ابزار توليد و جبر ماشين روزى ريشهء اين ام الفساد را جبرا خواهد كند . پس آنچه مايه و پايهء خوشبختى است تكامل ماشين است .
نظريهء چهارم اين است كه ريشهء فسادها و تباهيها نقص روحى و معنوى انسان است . انسان هنوز دورهء جوانى و ناپختگى را طى مىكند و خشم و شهوت بر او و عقل او حاكم است . انسان بالفطره در راه تكامل فكرى و اخلاقى و معنوى پيش مىرود . نه شر و فساد لازم لاينفك طبيعت بشر است و نه جبر تمدن فاجعهء خودكشى دستهجمعى را پيش خواهد آورد . آيندهاى بس روشن و سعادت بخش و انسانى كه در آن شر و فساد از بيخ و بن بركنده خواهد شد در انتظار بشريت است .
اين نظريه الهامى است كه دين مىكند . نويد مقدس قيام و انقلاب مهدى موعود در اسلام در زمينهء اين الهام است .
2 . پيروزى نهايى صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادى و صداقت بر زور و استكبار و استعباد و ظلم و اختناق و دجل ( دجّالگرى و فريب ) .
3 . حكومت جهانى واحد .
4 . عمران تمام زمين در حدى كه نقطهء خراب و آباد ناشده باقى نماند .
5 . بلوغ بشريت به خردمندى كامل و پيروى از فكر و ايدئولوژى و آزادى از اسارت شرايط طبيعى و اجتماعى و غرايز حيوانى .
6 . حداكثر بهرهگيرى از مواهب زمين .
7 . برقرارى مساوات كامل ميان انسانها در امر ثروت .
8 . منتفى شدن كامل مفاسد اخلاقى از قبيل زنا ، ربا ، شرب خمر ، خيانت ، دزدى ، آدمكشى و غيره ، و خالى شدن روانها از عقدهها و كينهها .
9 . منتفى شدن جنگ و برقرارى صلح و صفا و محبت و تعاون .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 435
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٣٥