پايان تنها به متقيان تعلق دارد :
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ انَّ الْارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحونَ « 1 » .
انَّ الْارْضَ لِلّهِ يورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ « 2 » .
حديث معروف كه مىفرمايد : يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْارْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً نيز شاهد مدعاى ماست نه بر مدعاى آن گروه . در اين حديث نيز تكيه بر روى ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و مىرساند كه قيام مهدى براى حمايت مظلومانى است كه استحقاق حمايت دارند .
بديهى است كه اگر گفته شده بود : « يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْارْضَ ايماناً وَ تَوْحيداً وَ صَلاحاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ كُفْراً وَ شِرْكاً وَ فَساداً » مستلزم اين نبود كه لزوماً گروهى مستحق حمايت وجود داشته باشد . در آن صورت استنباط مىشد كه قيام مهدى موعود براى نجات حقِ از دست رفته و به صفر رسيده است نه براى گروه اهل حق ولو به صورت يك اقليت .
شيخ صدوق روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند مبنى بر اينكه اين امر تحقق نمىپذيرد مگر اينكه هر يك از شقى و سعيد به نهايت كار خود برسد .
پس سخن در اين است كه گروه سعداء و گروه اشقياء هر كدام به نهايت كار خود برسند ؛ سخن در اين نيست كه سعيدى در كار نباشد و فقط اشقياء به منتهى درجهء شقاوت برسند .
در روايات اسلامى سخن از گروهى زبده است كه به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مىشوند . بديهى است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نمىشوند و به قول معروف از پاى بوتهء هيزم سبز نمىشوند . معلوم مىشود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد ، زمينههايى عالى وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مىدهد .
اين خود مىرساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است ، بلكه فرضاً اگر اهل حق از نظر كمّيت قابل توجه نباشند از نظر كيفيت ارزندهترين اهل ايماناند و
هامش
( 1 ) . انبياء / 105 .
( 2 ) . اعراف / 128 .