در طول تاريخ گذشته و آينده نبردهاى انسان تدريجاً بيشتر جنبهء ايدئولوژيك پيدا كرده و مىكند و انسان تدريجاً از لحاظ ارزشهاى انسانى به مراحل كمال خود يعنى به مرحلهء انسان ايدهآل و جامعهء ايدهآل نزديكتر مىشود تا آنجا كه در نهايت امر حكومت عدالت يعنى حكومت كامل ارزشهاى انسانى - كه در تعبيرات اسلامى از آن به « حكومت مهدى » تعبير شده است - مستقر خواهد شد و از حكومت نيروهاى باطل و حيوان مآبانه و خودخواهانه و خودگرايانه اثرى نخواهد بود .
حلقات تاريخ
ب . تسلسل منطقى حلقات تاريخ آنچنان كه « ابزارگرايان » ابراز داشتهاند بىاساس است . واقعيات تاريخى بويژه آنچه در طول يك قرن گذشته رخ داد پوچى اين نظريه را روشن كرد .
در يك قرن گذشته كشورهايى به سوسياليسم گرويدند كه مرحلهء كاپيتاليسم را طى نكرده بودند . شوروى و چين و كشورهاى اروپاى شرقى همه از اين دستاند .
و برعكس ، كشورهايى كه كاپيتاليسم را به اوج خود رساندهاند از قبيل آمريكا و انگلستان ، در همان مرحله باقى ماندهاند ؛ پيشبينىهاى پيشوايان ابزارگرايى يك قرن پيش در مورد انقلاب كارگرى در كشورهاى صنعتى از قبيل انگلستان و فرانسه خطا از آب درآمد .
معلوم شد هيچگونه جبرى در كار نيست و ممكن است در جامعههاى سرمايهدارى طبقهء به اصطلاح پرولتاريا به رفاهى برسد كه هر گونه انديشهء انقلابى را از مغزش خارج سازد ، همچنان كه ممكن است در پى عرضه شدن يك ايدئولوژى و يك ايمان روشن و بالا رفتن سطح شعور مذهبى و اجتماعى ، جامعهاى با يك جهش از بدويت به عالىترين مرحلهء تمدن انسانى گام بردارد . نهضت صدر اسلام بهترين گواه اين مدعاست .
قداست مبارزه
ج . مشروعيت مبارزه و قداست آن مشروط به اين نيست كه حقوق فردى و يا ملى مورد تجاوز واقع شده باشد ؛ در همهء زمينههايى كه يكى از مقدسات بشر دچار مخاطره شده باشد مبارزه مشروع و مقدس است . آنچه مبارزه را مشروع مىكند اين است كه حقى به مخاطره افتاده باشد ، خصوصاً اگر آن حق به جامعهء بشريت تعلق داشته باشد . آزادى از اين قبيل است ، مبارزه براى نجات مستضعفان كه در قرآن