خوراك و پوشاك و مسكن و مسائل جنسى و تفوقطلبى انجام داده - كه البته فراوان است - يك سلسله نبردهاى ديگر هم داشته كه بايد آنها را نبرد حق و باطل يا خير و شر خواند ، يعنى نبردهايى كه در يك سو پايگاه عقيدتى و انگيزهء انسانى و ماهيت آرمانى و جهتگيرى به سوى خير و صلاح عموم و هماهنگى با نظام تكاملى خلقت و پاسخگويى به فطرت در كار بوده و در سوى ديگر انگيزههاى حيوانى و شهوانى و جهتگيرى فردى و شخصى و موقت ؛ به تعبير ديگر ، نبرد ميان انسان مترقى متعالى كه در او ارزشهاى انسانى رشد يافته با انسان پست منحرف حيوانصفت كه ارزشهاى انسانىاش مرده و چراغ فطرتش خاموش گشته است ؛ به تعبير قرآن ، نبرد ميان « جنداللَّه » و « حزباللَّه » با « جندالشيطان » و « حزبالشيطان » .
طرفداران اين نظريه تلاشها و كوششهاى نظريهء ابزارى را كه تمام نهضتهاى مذهبى و اخلاقى و انسانى تاريخ را توجيه طبقاتى مىنمايند به شدت محكوم و آن را نوعى قلب و تحريف معنوى تاريخ و اهانت به مقام انسانيت تلقى مىنمايند .
واقعيات تاريخى گواهى مىدهد كه حتى بسيارى از نهضتها كه فقط براى تأمين نيازمنديهاى مادى جامعه برپا شده است ، از طرف افرادى رهبرى و هدايت - و لااقل حمايت - شده است كه به نوعى وارستگى آراسته بودهاند .
اين نظريه بر خلاف نظريهء ابزارى - كه مدعى است هميشه نهضتهاى پيشبرنده از ناحيهء محرومان و مستضعفان ، در جهت تأمين نيازهاى مادى ، به موازات تكامل ابزار توليد ، از راه دگرگون كردن نظامات و مقررات موجود و جانشين كردن نظاماتى ديگر به جاى آنها بوده و مدعى است كه وجدان هر انسان ساخته و منعكس كنندهء موقعيت طبقاتى اوست و مدعى است كه وجدان طبقهء حاكم جبراً در جهت حفظ نظاماتِ موجود است و وجدان طبقهء محكوم جبراً در جهت دگرگونى نظامات و سنتها و ايدئولوژىِ موجود است - از واقعيات تاريخى شاهد مىآورد كه نه نهضتهاى پيشبرنده در انحصار محرومان و مستضعفان هر دوره بوده ، بلكه احيانا افرادى از بطن طبقات مرفه و برخوردار برخاسته و خنجر خويش را در قلب نظام حاكم فرو بردهاند ، آنچنان كه در قيام ابراهيم و موسى و رسول اكرم و امام حسين مشهود است ، و نه هميشه هدفها منحصرا مادى بوده است ، آنچنان كه در نهضت مسلمانان صدر اول گواه راستين آن را مىيابيم كه على عليه السلام با اين جمله ماهيت
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 425
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٢٥