پيش رفتهاند كه مىگويند ماهيت انسان در طبقهاش مشخص مىشود ، يعنى بر خلاف آنچه كه فيلسوفان انسان را يك « نوع » مىدانند ، انسان يك مفهوم انتزاعى است . و لهذا اومانيسم در اين مكتب معنى ندارد . على رغم اين كه پيروان اين مكتب دم از اومانيسم مىزنند ، اومانيسم بر خلاف اصول اين مكتب است چون اومانيسم بدون قبول نوعيت انسان و فطرت انسان و اصالت وجدان انسان معنى ندارد .
مىگويند اصلا انسان در طبقهاش مشخص مىشود و تعين پيدا مىكند ، نوعيت انسان در طبقهاش مشخص مىشود .
- چطور است بگوييم كه اومانيسم در اين مكتب نظر به انسان اجتماعى دارد ؟
استاد : انسانِ اجتماعى است ولى وقتى كه اجتماع به دو شق و دو گروه متباين و مختلفالماهيه تقسيم شد قهرا انسانى كه در آن طبقه است يك چيز است ، انسانى كه در اين طبقه است چيز ديگرى . همه چيزشان با يكديگر مختلف و متفاوت است ، فقط اندامشان مانند هم است . ملاك نوعيت در اينجا ابدا وجود ندارد . بگذاريد بحثمان به حرفهاى فلسفى كشيده نشود .
- اين كه مىفرماييد [ از نظر آنها ] حتى افكار تابع نوع زندگى است ، منظور كدام دسته از افكار است ، حتى افكار علمى و فلسفى هم ، يا فقط افكارى كه راجع به روابط انسانها در اجتماع مىشود ؟
استاد : از نظر ما افكار اعتبارى به دليل اين كه اعتبارى است تابع اجتماع است . يكى از مسائل بسيار اساسى كه در فلسفه اسلامى شناخته شده است و از مفاخر اين فلسفه است فرق گذاشتن ميان ادراكات حقيقى و ادراكات اعتبارى است و اين كه در ادراكات اعتبارى استدلال منطقى ، برهان و امثال اينها جارى نيست و ادراكات اعتبارى از اصول ديگرى تبعيت مىكند . تعريف هم در آنجا معنى ندارد و اين كه كسانى در اروپا در مسئله « تعريف » دچار يك سلسله اشكالات شدهاند ، در مسائل قراردادى و اعتبارى است و نه در مسائل حقيقى ، كه نمىخواهم وارد آن بشوم ، ولى سؤالتان در مورد اين مكتب است . لازمه اين مكتب اين است [ كه حتى افكار علمى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 356
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٥٦