مىكنند افكار و عقايدشان را پخش كنند . اينجا وظيفه چه ايجاب مىكند ؟ آيا امام جعفر صادق مىتواند بگويد من همان راهى را مىروم كه جدّم حسين بن على رفت ، راه ديگرى غير از آن وجود ندارد ؟ نه . اگر امام حسين در زمان امام صادق بود همان را عمل مىكرد كه امام صادق عمل كرد و اگر امام صادق در زمان امام حسين بود همان را عمل مىكرد كه امام حسين عمل كرد .
رسالت حضرت رضا عليه السلام
مأمون خودش شخصا يك مرد دانشمند است . در ميان طبقهء خودش يعنى طبقهء خلفا و سلاطين ( البته اگر خلفا مىگويم حضرت امير را وارد نكنيد ) شايد در دنيا بىنظير باشد . فقط يكى از امپراطورهاى روم به نام اپكتيتوس است كه مىگويند در عين اين كه يك امپراطور و پادشاه بود مرد دانشمند و فيلسوفى بود . البته اشخاص تحصيلكرده در ميان اين طبقه بودهاند ولى مرد عالم و دانشمند در حد مأمون اگر در تاريخ بشر وجود داشته باشد شايد يكى دو نفر باشند . اصلا مغز او مغز علمى و فكرى بود . خودش با علماى مختلف مباحثه مىكرد و حسابى اينها را درهم مىكوبيد . اگر كتاب قاضى زنگزورى - كه يك قاضى اهل تركيه است - راجع به امامت به نام تشريح و محاكمه در تاريخ آل محمد را كه سالها پيش منتشر شد و به فارسى ترجمه و چاپ شده است مطالعه كنيد ( قسمتهايى كه مباحثات مأمون است و از كتاب عِقد الفريد ابن عبد ربّه نقل كرده ) مىبينيد اين مرد در دفاع از امامت و در اثبات امامت على بن ابيطالب و در ردّ نظريه اهل تسنن چقدر استاد بوده ! اينها را شيعه نقل نكرده ، خود اهل تسنن نقل كردهاند . آنچنان علماى اهل تسنن را محكوم و مجاب مىكرد كه نمىتوانستند دم بزنند . چون خودش مرد عالمى بود خوشش مىآمد كه در مجلس مناظره و مباحثهء علماى اديان و مذاهب شركت كند و مىكرد ، و مىدانيم در وقتى كه حضرت رضا سلام اللَّه عليه وليعهد مأمون بودند از حضرت هم خواهش مىكرد ، حضرت مىآمدند و دوست داشت كه حضرت با علماى مذاهب و اديان مباحثه كنند ، كه آن مباحثات هست . حضرت با دهريون و ماديون مباحثه كردهاند ، با صابئيها مباحثه كردهاند ، با زردشتيها مباحثه كردهاند ، با مسيحيها ، با يهوديها ، با همه فرقهها مباحثه كردهاند . آنها را دعوت مىكرد ، از بينالطلوعين ، هنوز هوا تاريك بود ، همه علماى مذاهب مىرفتند در مجمعى كه داشت . نماز صبح