درك كند . كارش را بايد ده برابر كند ، تحقيق علمىاش را بايد ده برابر كند ، تبليغش را بايد ده برابر كند . رابطهاش را با مردم ، در جمع مردم آمدن ، به ميان مردم رفتن ، درد مردم را از نزديك لمس كردن و احساس كردن ، اينها را بايد چندين برابر كند .
شباهت ابتداى انقلاب با صدر اسلام
ابتداى انقلاب ، وضع مردم ما نظير صدر اسلام است . بايد قدرتهاى حاكم موجود را در هم كوبيد . دوره دورهء جهاد و مبارزه است . در صدر اسلام اين وضع تا زمان اميرالمؤمنين ادامه داشت بلكه به واسطه پيدا شدن امثال معاويه و انحراف خلافت از مسير اصلى خود شدت يافت . زمان امام حسين وقتى كه كسى مانند يزيد زعامت را به عهده مىگيرد امام حسين قيام و انقلاب مىكند . ولى از اواخر قرن اول و بالخصوص در قرن دوم و قرن سوم كه دوره ساير ائمه است ، و بالاخص قرن دوم ، دنياى اسلام يك دگرگونى خاص پيدا مىكند ، جبهههاى جديدى عليه اسلام باز مىشود و اين طبيعى است . بعد از آن كه قدرتهاى حاكم دنيا در هم كوبيده شدند و ملل مختلف به اسلام گراييدند به معنى اين كه جزو قلمرو سياسى اسلام واقع شدند و طبعا همه ، شمشيرها را كنار گذاشتند و كتابها را در دست گرفتند ، مردم شروع كردند به اين كه اين كتاب آسمانى را كه آمد و نظام دنيا را به هم ريخت و نظام جديدى بهوجود آورد بشناسند ، آن را بخوانند و بفهمند . تازه مسلمانها عشقشان براى فهم و درك قرآن چند برابر مسلمانهاى ديگر بود . اگر انسان تاريخ آن دوره را بخواند مىبيند كه چه شور علمى و چه عشقى سراسر كشورهاى اسلامى را فرا گرفته بود ! مىگشتند دنبال كسى كه قرائت قرآن را بلد باشد . فارسىزبان يا تركىزبان يا هندىزبان بودند و با زبان قرآن آشنا نبودند . در درجه اول مىخواستند قرآن را بخوانند و تلاوتش را ياد بگيرند . ما مىبينيم در همان اواخر قرن دوم مسئله قرائت چقدر رواج يافته و قرّاء ، كسانى كه خواندن قرآن را تعليم بدهند ، چقدر زياد شدهاند ! بعد فهميدن قرآن و تفسير قرآن مورد توجه واقع شده است . مىبينيم مفسرها از همان قرن پا به ميدان گذاشتهاند . چرا وضع و جعل حديث در همان قرن اول شروع شد ؟ چون وقتى كه تقاضاى يك كالا خيلى زياد و بيش از حد شد و عرضه به قدر كافى نبود و كالاى صحيح و درست به قدرى كه همه را اشباع كند نبود ميدان براى كالاهاى تقلبى باز مىشود .