تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١

معنويت در انقلاب اسلامى

امشب مىخواهم درباره سومين ركن از اركان انقلاب اسلامى يعنى ركن معنويت سخن بگويم . اگر دقت كرده باشيد اين مسئله كه جامعه بشرى بدون آن كه هيچ گونه معنويتى داشته باشد قابل بقا نيست ، منكر و مخالف ندارد . حتى مكتبها و پيروان مكتبهايى كه مادى فكر مىكنند و جهان را و جامعه و حركات آن را مادى تفسير مىكنند ، اعتراف دارند كه جامعه به نوعى از معنويت نيازمند است . بايد ببينيم مقصود از اين معنويت كه مورد قبول همه حتى ماديين است ، چه معنويتى است و راه تحصيل آن چيست ؟

معنويت منفى و راه ايجاد آن

مىتوان گفت معنويت در اين حد كه همه آن را قبول دارند يك مفهوم منفى است ، يعنى منظور از آن نبودنِ يك سلسله از امور است ؛ اگر جامعه انسانى و افراد آن به مرحله‌اى برسند كه خودپرست ، خودخواه و سودجو نباشند ، تعصب نژادى ، منطقه‌اى و حتى مذهبى نداشته باشند ، اين نيستيها به عنوان معنويت به حساب مىآيند . بر اساس اين تلقى از معنويت ، اگر اين قيدها نباشد در آن صورت افراد جامعه بشرى همه برادر وار به صورت « ما » زندگى خواهند كرد و « منيّت » به كلى از