تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
عنوان كه اينجا شكارگاه است ، آنجا منطقهء ممنوعه است و . . . محكوم بود به اين كه دامدارى را تقليل بدهد براى اين كه گوشتهاى ديگران را از جاهاى ديگر وارد كند . اين ، معنى يك اقتصاد وابسته است . بعد يك مرتبه به حالتى در بيايد كه ما در روزنامه‌ها خوانديم ؛ گاهى گفتند نود درصد ، گاهى گفتند نود و پنج درصد مواد غذايى اين كشور از خارج وارد مىشود . ديديم از سيخ تا سوزن بايد از خارج وارد شود . اين ، بردگى و اسارت و اقتصاد وابسته بود . نان ما را آنها بايد بدهند . شما يك امسال را ببينيد . امسال مثل اين كه خداى متعال هم مدد كرد . امام در چند ماه پيش ، اوايلى كه به پاريس رفته بودند ، در اعلاميه‌هاشان مكرر مردم ايران را تشويق به كشاورزى كردند كه كشاورزى كنيد و كشاورزى را توسعه بدهيد . ما اطلاع داريم كه واقعا اين فرمان چقدر مؤثر واقع شد و از لطف خدا امسال [ در توليد گندم وضع خوبى داريم . ] همين ديروز بود كه از شخصى كه اهل كشاورزى است و از خراسان آمده بود پرسيدم ، مىگفت نه تنها من كه يك آدم شصت ساله هستم بلكه پيرمردهاى تا صدساله هم مدعى هستند كه از وقتى كه ما يادمان مىآيد سالى به اندازه امسال محصول زياد و خوب نداشته‌ايم . و تنها خراسان نيست ، تا آنجا كه من اطلاع دارم همه ايران تقريبا اين طور است . وقتى كشورى مىخواهد روى پاى خودش بايستد خودش براى خودش تصميم مىگيرد . شايد امسال ايران از نظر گندم به خودكفايى برسد . همين ايرانى كه گندمش را از آمريكا وارد مىكردند امسال با يك فرمان امام و با يك حركت مردم - كه شايد بيشتر از اين هم مىشود حركت كنند - به آنجا رسيد كه در گندم خود احتياج به ديگران ندارد . يك وقت تصميم مىگرفتند خشخاش كشت نشود ، هزار تا فلسفه هم برايش درست مىكردند . وقت ديگر مىگفتند خشخاش كشت بشود ، باز فلسفه ديگرى برايش درست مىكردند . اين ما نبوديم كه تصميم مىگرفتيم ؛ ديگران تصميم مىگرفتند . مثلا به تركيه مىگفتند تو خشخاش به كار ، و در عوضِ امتيازى كه مىخواستند به تركيه بدهند به ايران مىگفتند تو خشخاش نكار . ايران مجبور بود تبعيت كند . اين ، معناى عدم استقلال اقتصادى است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 239 | مرتضى مطهرى