تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
بنيادهاى اجتماع از نظر نظامات اقتصادى و عدالت اجتماعى ، فايده‌اى ندارد و اثربخش نخواهد بود . به على عليه السلام مىگفتند قانون كه عطف بماسبق نمىكند ؛ شما هركارى مىخواهيد بكنيد ، بكنيد ولى از امروز به بعد ؛ مىخواهى رعايت عدالت بكنى ، رعايت مساوات بكنى ، بسيار خوب ولى از امروز ؛ آنچه كه در زمان خليفهء پيشين صورت گرفته است مال سابق است و ارتباطى به دوران حكومت شما ندارد . و على عليه السلام در جواب همهء اين به اصطلاح نصيحتها مىفرمود : خير ، قانون الهى عطف بماسبق مىكند : انَّ الْحَقَّ الْقَديمَ لا يُبْطِلُهُ شَىْءٌ حق كهنه را چيزى نمىتواند باطل كند ؛ وقتى بر من ثابت است كه حق اين است و باطلْ آن - ولو سالها از آن گذشته - فرقى نمىكند ، من بايد حق را به موضع اصلىاش برگردانم .

برداشتها از عدالت اجتماعى

در مورد وضع آيندهء انقلاب اسلامى خودمان يكى از اساسىترين مسائل همين مسئلهء عدالت اجتماعى است . در اين مورد اين سؤال اساسى مطرح است كه از عدالت اجتماعى اسلام چه برداشتى داريم ، چون برداشتها در مورد عدالت اجتماعى بسيار متفاوت است . يك عده تصورشان از عدالت اجتماعى اين است كه همهء مردم در هر وضع و شرايطى هستند و هر جور در جامعه عمل مىكنند و هر استعدادى دارند بايد عينا مثل يكديگر زندگى كنند . از ديد اين دسته ، عدالت اجتماعى به اين معنى است كه مثلا لباس همه بايد يكسان باشد ، اگر شما لباس از پارچهء نخى مىپوشيد من هم بايد از پارچهء نخى لباس تهيه كنم ، اگر من پارچهء پشمى مىپوشم شما هم بايد پارچهء پشمى به تن كنيد . از ديد اين دسته ، همهء افراد در واقع نوعى جيره‌بندى مىشوند ؛ همه بايد به اندازهء استعدادشان كار كنند ولى هركس به اندازهء احتياجش بايد درآمد داشته باشد ؛ ممكن است استعداد كار من نصف استعداد كار شما باشد ولى من دو برابر شما عائله داشته باشم ، از اين جهت من بايد دو برابر شما درآمد داشته باشم . اين برداشت از عدالت اجتماعى ، « اجتماعىِ » محض است ؛ يعنى فقط روى جامعه فكر مىكند ، براى فرد فكر نمىكند . فرد در اين بينش اصالتى ندارد ، فقط جامعه وجود دارد ، جامعه كار مىكند و جامعه بايد خرج كند . نوع ديگر برداشت از عدالت اجتماعى ، برداشتى است كه روى فرد و اصالت و