سالهاست كه در ميان ما تبليغ مىكنند ، يك تبليغ دروغ كه اسلام نه تنها تمدنى را پايهگذارى نكرد ، تمدنهاى گذشته را هم نابود كرد ، تمدن مصر و تمدن ايران را از بين برد . اينها كارهاى حساب شده است ، مىخواهند ملت مسلمان به تاريخ اسلامى خودش بدبين شود .
به آن دوست و برادر عزيز گفتم اگر اسلام در طول تاريخ و در به دو ظهور خود تا زمانى كه انحراف پيدا نشده بود - كه ريشهء اين انحراف مسيحيت است - تمدنى ايجاد نكرده بود حرف شما درست بود ، ولى پنج قرن بر دنيا سيادت فرهنگى و علمى داشتهايم . تمدن امروز اروپا در كمال صراحت خودش را مديون تمدن اسلامى مىداند . خوب است كه كتابهاى فارسى در همين زمينه چاپ شده . همان كتاب تمدن اسلام و عرب گوستاو لوبون را بخوانيد كافى است . كتاب كارنامهء اسلام اثر يكى از اساتيد دانشگاه تهران را بخوانيد ، روى مدارك ثابت مىكند كه تمدن امروز دنيا و تمدن اروپا تا چه حد مديون تمدن اسلام است ! ولى ما از تاريخ خودمان بىخبريم .
فلسفههاى زندگى اسلامى ، مترقىتر از مشابه غربى
همچنين ما از فلسفهء احكام خودمان بىخبر هستيم . من در موضوعاتى كه خودم روى آنها تحقيقا كار كردهام برايم مثل روز روشن شده است كه فلسفههاى اجتماعى و فلسفههاى زندگى اسلامى به درجاتى مترقىتر از فلسفههاى زندگى غربى است . يكى از مسائلى كه خودم روى آن كار كردهام فلسفهء زندگى خانوادگى است كه نيمى از مطالبش را در كتاب نظام حقوق زن در اسلام چاپ كردهام . آنجا براى من مثل آفتاب روشن شد كه مسئلهء تساوى حقوق زن و مرد با اين كه « تساوى حقوق زن و مرد » به مفهوم دقيق كلمه عبارت درستى است يعنى زن حقوق كمترى از مرد ندارد و نبايد داشته باشد ( تساوى مربوط به كمّيت است ) بلكه در اسلام زن در مجموعْ حقوق بيشترى از مرد دارد و بايد هم داشته باشد ؛ ولى مسئلهء تساوى ، برابرى از نظر كمّى ، غير از مسئلهء تشابه يعنى همگونگى و همشكلى است . اين مثل اين است كه دو برادر ثروتمند داشته باشيم ، يك وقت مىگويند ثروتهاى اين دو برادر برابر است ، اين ده ميليون تومان ثروت دارد آن هم ده ميليون تومان . يك وقت مىگويند ثروتهاى اينها همگونه است يعنى اگر ثروت اين مثلا كارخانه است ثروت آن هم كارخانه است ، اگر ثروت اين مِلك زراعى است ثروت او هم مِلك زراعى