همين است ، ريشه انقلاب اسلامى ايران همين است ، غير از اين اصلا امكان ندارد .
صورتها و شكلها مختلف است اما روح و معنا و باطن يكى است . خلاصه همانطور كه گفتهاند « همهء راهها به رم منتهى مىشود » همهء راهها به شكم منتهى مىشود .
2 . مسائل انسانى مانند آزادى
ولى نوع ديگر انقلاب است كه سطح بالاترى دارد ، يعنى يك ماهيت انسانى دارد ، يعنى تنها به محروميت مادى انسان مربوط نيست كه من شكمم گرسنه است ، تنم پوشيده نيست ، مسكن ندارم ، دارو ندارم ، بهداشت ندارم ، بچهام مدرسه ندارد ؛ ممكن است كه براى انسان همه اينها فراهم باشد ولى باز كافى نيست كه ناراضى نباشد و انقلاب نكند . انقلاب مىكند براى پارهاى مسائل انسانى ، يعنى مسائلى كه از سطح حيوان بالاتر است . خوراك ، مشترك انسان و حيوان است ، مسكنْ مشترك انسان و حيوان است و خيلى چيزهاى ديگر مشترك است . اما يك سلسله از مسائل است [ كه مختص انسان است : ] اين كه من خودم حاكم بر سرنوشت خودم باشم نه اين كه افسارم در دست ديگرى باشد ، او هرجور كه بخواهد درباره من تصميم بگيرد . مَثَل معروفى است كه عدهاى مىگويند اگر انسان در جهنم باشد و آزاد باشد بهتر است از اين كه در بهشت باشد و آزاد نباشد . اين ، توجه به يك ارزش انسانى است كه نامش آزادى است . آزادى واقعا يك ارزش انسانى فوقالعاده است .
انسان از آن جهت كه انسان است آزادى برايش ارزش دارد ، حتى محروميت مادى را به شديدترين وجه تحمل مىكند براى اين كه آزادىاش را از دست ندهد .
يكى از علماى بزرگ اصفهان بود كه ما خيلى به اين مرد ارادت داشتيم .
شخصى نقل مىكرد كه يكى از تجار بزرگ اصفهان در كربلا با او مواجه شده بود . با هم آشنا بودند . آن عالم خيلى آدم ساده زيست و بىتكلّفى بود ، مثلا اگر گرسنهاش مىشد چنين نبود كه به منزل برود ، و چون طبيب بود حال خودش را مىفهميد و اغلب غذاى ساده مىخورد . آن تاجر خيلى به اين مرد ارادت مىورزيد . پول زيادى هم آورده بود نجف و كربلا كه به مراجع بدهد . آمد آنجا و از ايشان خواهش كرد كه من فلان مبلغ پول آوردهام ، دلم مىخواهد كه اين پول را بدهم شما تقسيم كنيد . گفت : من نمىگيرم ، به هر كس دلت مىخواهد بده . گفت : پس من به شما مىدهم ، شما به آقا بدهيد ( زمان مرحوم آيتاللَّه سيد ابوالحسن اصفهانى بود ) .