و هجوم [ وجود دارد قادر به ايجاد انقلاب است . ]
نسخهء درمان مصلحان براى جهان اسلام
اين است كه مصلحان و دورانديشان اسلامى وقتى كه به فكر اصلاح دنياى اسلام افتادند و اين جهان بيمار اسلام را مورد مطالعه قرار دادند كه اين بيمار چه بيمارى دارد كه در اين قرون اخيره سر جاى خودش خوابيده و تكان نمىخورد ، مانند يك طبيب ، جهان اسلام را مورد مطالعه قرار دادند [ تا ببينند ] اين موجود زندهاى كه قرنها بر جهان سيادت كرده و يكى از بزرگترين تمدنها و فرهنگها را به وجود آورده است ، در حدود پنج قرن پيشروترين ، قويترين و عالِمترين ملتهاى جهان بوده چه سبب شده كه به اين حال نزار افتاده است ؟ چه بيمارى دارد ؟ امثال سيد جمال الدين اسدآبادى وقتى كه مطالعه كردند گفتند يكى از آن علل ، يكى از موجبات بيمارى يا بگوييم يكى از آن بيماريهاى مزمن اين است كه عنصر حركت و انقلاب كه نامش جهاد است در اين دين فراموش شده ، حتى عنصر امر به معروف و نهى از منكر به معنى وسيع خودش در اين دين فراموش شده . اسلام يك دين مهاجم و متعرض است عليه اوضاع فاسد و نابسامانى كه در جامعه وجود پيدا مىكند . اين بود كه از صد سال پيش اين فكر مطرح شد كه اين عنصر را بايد در جهان اسلام از نو زنده كرد و در واقع اين بيمار را از اين بيمارى مزمن بايد نجات داد .
پس معلوم شد كه مكتبها از نظر اين كه انقلابى باشند يا انقلابى نباشند متفاوتاند و تفاوت در اينجاست كه آيا در اين مكتب عنصر هجوم و تعرض و انكار و نفى وضع حاكم موجود ، هست و يا نيست ؟ اگر نباشد ، اين مكتب نمىتواند انقلابى را به وجود بياورد تا چه برسد كه بتواند اين انقلاب را بعدها هدايت و رهبرى كند ؛ و اگر چنين عنصرى در او وجود داشته باشد اين مكتب اين شايستگى را دارد .
نظريات درباره ريشه انقلابها :
1 . محروميت مادى
بعد يك مسئله ديگر مطرح است كه يك مسئله انسانى است ، يعنى مسألهاى است