اعتقادى هم داشتند . گاهى بچههايشان را از كوچكى مىفرستادند در خانه يهوديها كه در آنجا با سواد و تربيت شوند و اين بچهها علاقهمند مىشدند و مذهب يهود را هم مىگرفتند . بعد كه اسلام آمد در مدينه و مردم مدينه مسلمان شدند بسيارى از آن بچهها كه در خانه يهوديها پرورش پيدا كرده بودند علاقهمند به اينها بودند و وقتى كه قرار شد يهوديها جلاى وطن كنند و از مدينه بروند اين بچهها گفتند ما با اينها مىرويم ، به خانه شما نمىآييم . پدران اينها آمدند به پيغمبر گفتند تكليف ما با اين بچهها چيست ؟ آيا مىتوانيم اينها را مجبور كنيم به اين كه بمانند و اسلام را انتخاب كنند ؟ فرمود : نه . اين آيه اينجا نازل شد . لا اكْراهَ فِى الدّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ « 1 » .
اجبارى نيست ، راه راست از راه كج آشكار است . شما اسلام را به بچههايتان عرضه بداريد ، مايل بودند اسلام را انتخاب كنند بكنند ، مايل هم نبودند و خواستند همراه يهوديها بروند ، بروند .
سؤال : اسلام نيز وسيلهاى براى انقلاب و مبارزه در راه انقلاب است ، اين صحيح است ولى انقلاب به معنا و مفهوم واقعى ، يعنى انسان واقعا دگرگون و منقلب شود و مرتب از حالت پست به حالت عالى و از عالى به عالىتر دگرگون شود و اين حالت انقلابى و از درونْ تحول و انقلاب دائمى پيدا كردن يك اصل مورد تأييد اسلام است .
پاسخ : همان تكامل را به صورت انقلاب ذكر كردهاند كه من قبول دارم . انقلاب به معناى از يك درجهء دانى به درجهء عالى رفتن كه اسمش مبارزه نيست . بحث سر مبارزه بود . اسلام انقلابى و انقلاب اسلامى كه عرض كردم اين بود كه اسلام انقلابى را افرادى به اين شكل مطرح مىكنند كه اسلام يك هدف بيشتر ندارد و آن مبارزه است و مقصودشان از « مبارزه » مبارزه يك گروه با گروه ديگر است . مىخواستم عرض كنم كه خير ، در اسلام مبارزه گروهى با گروه ديگر ، مبارزه با گروه ستمگر وجود دارد ولى اين معنايش اين نيست كه اسلام چيزى جز مبارزه گروهى با گروهى نيست . من اين را انكار كردم و الّا آن تعبيرى كه شما از انقلاب كرديد ( از
هامش
( 1 ) . بقره / 256 .