ميان مردم خرد مىشد ؛ يعنى اساس در تشيع بر استقلال روحانيت است و هر وقت روحانيين به دستگاههاى سلطنت و حكومت نزديك شدهاند به زمين خوردهاند .
روحانيت شيعه به حكم اين كه استقلال داشت مىتوانست در مقابل حكومتها ايستادگى كند ولى روحانيتهاى اهل تسنن به حكم وابستگىاش نمىتوانست در مقابل حكومتها ايستادگى كند . نهضتهاى اسلامى در غير شيعه شايد اغلب از ميان غير روحانيين برخاسته ، ولى در شيعه اغلب رهبرىاش با روحانيين بوده است .
پس اين فرق ميان نهضت ما و نهضتهاى اسلامى ديگر وجود دارد .
سؤال : تا چه مرحله ، اسلام احزاب اشتراكى را تأييد مىنمايد ؟
پاسخ : يك حزب مادام كه از روى صداقت در مسير عقيدهء خودش حركت مىكند از نظر اسلام قابل قبول است . اين ، حرف كلى من است : هر فردى ، هر گروهى ، هر حزبى مادام كه از روى صداقت در مسير فكر خود حركت كند در جامعه اسلامى پذيرفته است يعنى جامعه اسلامى با او مبارزه مىكند ولى مبارزه فرهنگى و فكرى نه مبارزه نظامى . ولى اگر گروهى - ولو حزب اسلامى باشد ، ايدئولوژى اسلامى را مطرح كند و اساسنامهاش بر اساس اسلام باشد - در كار خودش صداقت ندارد ، دروغ مىگويد و همان اسلام را وسيله اغفال مردم قرار داده ، اين معنى ندارد كه آزاد باشد .
- سؤال اين بود كه چه احزابى را اسلام تأييد مىكند در صورتى كه شما فرموديد « مىپذيرد » .
پاسخ : تأييد به معناى اين كه مهر تأييد به آن بزند و بگويد من آن را قبول دارم معنايش اين است كه اساسنامه و تزش را قبول دارم . مسلّم است كه اسلام آن حزبى را قبول مىكند كه اساسنامه و مرامش منطبق با خودش باشد ، غير آن را تأييد نمىكند . نمىتواند روى فكرى كه بر ضد فكر و ايدئولوژى خودش است مهر تأييد بزند . پس بحث در پذيرفتن و طرد نكردنِ به زور است . هر حزبى ، هر مرامى مادام كه در فكر خودش صداقت دارد ، از روى عقيده و ايمان حرفى را مىزند يعنى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 192
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٩٢