اينجا اين مسئله مطرح است : آيا قرآن در حركت تاريخ و در انقلابها تكيهاش روى مسائل به اصطلاح امروز زيربنايى است يعنى محروميتهاى مادى يا روى امر روبنايى ؟ الان چندين سال است كه مسئله روبنا به كلى فراموش شده ، همه مىآيند روى مسئلهء به اصطلاح خودشان زيربنا تكيه مىكنند . آيا قرآن تناقض گفته : در يك جا روى استضعافشدگى تكيه كرده در يك جا روى ايمان ، در يك جا براى ايمان اصالت قائل است در يك جا براى محروميت ؟ به عقيده ما نه . منطق قرآن همان وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ امَنوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ است . از آن آيه برداشت غلط كردند ، اصل كلى استنباط كردند در حالى كه آيه اصل كلى را نمىگويد . آيه ، قبل و بعد دارد ، آن را از قبل و بعدش بريدهاند و اين تفسير را از آن گرفتهاند . قبل آيه اين است : انَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِى الْارْضِ وَ جَعَلَ اهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ ابْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيى نِساءَهُمْ انَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدينَ « 1 » . فرعون در روى زمين استكبار كرده ، علو كرده ، گروهى از مردم را استضعاف كرده ، در حالى كه سرهاى ذكور آنها را مىبريد و فقط زنهاى آنها را زنده نگه مىداشت ، و او از مفسدان بود . بعد مىگويد : وَ نُريدُ انْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفوا . . .
و آيه كه تمام مىشود مىفرمايد : وَ نُرِىَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنودَهُما مِنْهُمْ ما كانوا يَحْذَرونَ . اين آيه ( وَ نُريدُ . . . ) وسط دو آيه قرار گرفته كه هر دو مربوط به فرعون و بنىاسرائيل است . قرآن منطق خودش را از دست نداده : فرعون علوّ در ارض و استكبار در ارض پيدا كرد ، مفسد فىالارض شد ، چكار مىكرد ؟ در حالى كه گروهى از مردم را استضعاف مىكند ، در حالى كه سرهاى پسران آنها را مىبُرد ، در حالى كه تنها زنهاى آنها را زنده نگه مىدارد ، ما [ چنين اراده مىكنيم ] ( گفت من در چه خيالم و فلك در چه خيال ) . او اين كار را مىكرد ولى ما هم داشتيم كار خودمان را مىكرديم : و حال آن كه ما هم اراده مىكرديم كه منت بگذاريم بر همان مستضعفان ، يعنى در حالى كه ما داشتيم مقدمات يك ايمان و يك مكتب و يك كتاب را فراهم مىكرديم و زمينه داشت مساعد مىشد براى اين كه ما موسايى را در خانه آن فرعون پرورش بدهيم و موسى ايمان تازه و كتاب تازهاى بياورد و اين مستضعفين ، گروندگان به يك ايمان و يك مكتب بشوند ، آنگاه اين نيروى ايمان و مكتب است كه فرعون را شكست مىدهد .
اين است كه مفسرين از قديم گفتهاند « وَ نُريدُ انْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفوا » جملهء
هامش
( 1 ) . قصص / 4 .