پاسخ : تشبيه من اين بود : انقلاب ما كه بر دشمن بيرونى پيروز شده و دژها را از دشمن بيرونى گرفته و اكنون از ناحيه درون خطر تهديد برايش وجود دارد ، از اين جهت شبيه انقلاب زمان پيغمبر است نه شبيه انقلاب زمان حضرت امير . بنابراين تشبيه غلطى نبود .
سؤال : با توجه به اين مسئله كه اسلام اصالت انسان را مىپذيرد و براى انسان ابعاد مختلف از نظر معنوى ، مادى و آزاديخواهى را مطرح مىنمايد و از طرف ديگر با توجه به شمول مفهوم استضعاف كه در كلمه استثمار و استبداد به كار نمىبرند كه در حقيقت دربرگيرنده همه ابعاد مختلف روح انسان است آيا خود كلمهء « استضعاف » با توجه به مسئله فوق حكايت نمىكند ؟ بدين ترتيب همان گونه كه فرموديد فرعون هم مستضعف تلقى خواهد شد اما نه از نظر مادى بلكه از نظر معنوى و يكى از ابعاد روح انسان .
پاسخ : با يك نوع توسعه در مفهوم استضعاف خواستهاند مفهوم آيه را در واقع طورى بكنند كه آنچه ديگران گفتهاند با حرفى كه من گفتم يكى در بيايد و آن اين است كه استضعاف يك مفهوم اعم دارد ، اختصاص به محروميت مادى ندارد ، شامل جنبه فرهنگى هم هست و به اين معنا خود فرعون ، هم استضعافگر بود هم استضعاف شده .
فرعون دو شخصيت داشت : يك شخصيت فطرى و انسانى و خدايى كه آن شخصيت استضعاف شدهء درونش بود و يك شخصيت اكتسابى كه آن شخصيت فرعونىاش بود . آيهء وَ نُريدُ انْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفوا شامل آن فرعون درونى هم مىشود . اين يك نوع تفسير از آيه است كه اگر آيه را اين طور تفسير كنيم ما مخالف با آن نيستيم ولى آيا آن كسانى كه روى آيه مستضعفين تكيه مىكنند كه بعد به ابعاد اجتماعى مسئله مىپردازند همين طور مىگويند ؟ اگر همين طور مىگويند ما حرفشان را تا اندازهاى قبول داريم . ولى توضيحى كه من درباره آيه بايد بدهم اين است :
در قرآن ، ما با دو منطقِ به ظاهر مختلف در ملاك پيروزيها روبرو مىشويم كه بايد اين دو را با هم بسنجيم تا ببينيم كه چه در مىآيد . قرآن در يك جا - كه اين آيه است - ظاهر اين است كه ملاك پيروزى را استضعافشدگى بيان مىكند : وَ نُريدُ انْ
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 159
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٥٩