سهمى در به ثمر رساندن آن انقلاب داشتهاند مطالبه سهم خودشان را بكنند . مثل باغى است كه عده زيادى در كاشتن و پرورش دادن درختان آن سهم داشتهاند و حالا موقع ميوه دهى و ثمر دادن آن است ، هر كسى مىگويد حالا كه موقع ميوه چيدن است پس سهم ما را هم بدهيد .
ولى يك وقت هست كه انقلابى آغاز شده و مرحلهاى را طى كرده است و مراحلى را هنوز در پيش دارد و گروههايى هم در آن شركت داشتهاند ، اكثريتى و اقليتى ، و هنوز اين انقلاب دارد جريان خودش را طى مىكند ، يك عده افرادى كه با ديگران تا يك مرحله وحدت نظر داشتهاند از آن مرحله به آن طرف آنها مدعى هستند كه اين انقلاب را در فلان مسير بايد حركت داد و برد و ديگران مىگويند نه ، اين انقلاب در آن مسير نبايد برود بلكه در مسير ديگرى بايد برود ؛ يعنى در نقطهء شروع ، عده زيادى با يكديگر بودهاند و تا يك منزل و يك مرحله كه سقوط رژيم بوده است كه رژيم بايد سقوط كند همه وحدت نظر داشتهاند اما آيا انقلاب براى اين بوده كه فقط رژيم سقوط كند ، همين قدر كه رژيم سقوط كرد ديگر همه چيز درست است و انقلاب به ثمر و ميوه نشسته است ؟ يا نه ، انقلاب دو جنبه دارد : جنبه ويران كنندگى ، و جنبه مهمش جنبه سازندگى است كه جامعه آينده چگونه و روى چه الگويى و با چه مدل و سيستمى بايد ساخته شود . وقتى كه به مرحله اول رسيديم كه مرحله سقوط رژيم است عدهاى فورا مىگويند كه اين سير و جريان را در فلان مسير بايد انداخت ، از آنجا بايد رفت و يك عده ديگر ( من به اكثريت و اقليت كار ندارم ) مىگويند اين انقلاب را در اين مسير ديگر ، اين مسيرى كه من مىگويم بايد هدايت كرد .
اينجا ديگر مسئله سهم داشتن مطرح نيست . انقلاب تجزيه بردار نيست كه بگوييم يك قسمتش را به شما مىدهيم يك قسمتش را به ديگرى . راه و مسير است ، قافلهاى است كه حركت كرده ، اين قافله يا از اين راه بايد برود يا از آن راه .
قافله اين انقلاب يا بايد مثلا در مسير اسلامى حركت كند يا بايد به كلى راه خودش را عوض كند و از راه ديگرى برود ، مثلا در مسير كمونيستى حركت كند . در اين مرحله جاى اين بحث نيست كه بگوييم آنهايى كه از اول نظريات كمونيستى داشتهاند و تا مرحله سقوط رژيم سهمى دارند ( حالا درصدش را كارى ندارم ) سهمشان را بدهيد .
انقلاب نهر آب نيست كه بگوييم نهر آبى بوده ، مىآمده ، تا اينجا كه آمده در يك
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 164
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٦٤