تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
ماركسيسم موج خيز مىبود محال بود كه بگويد اين ، هم مسلمان است هم ماركسيست . اگر مىگفت هم مسلمان است هم ماركسيست يعنى از دو منبعِ حركت دارد تغذيه مىشود . نمىتوانست مسلمان بودنش را انكار كند مىگفت يك مسلمانِ ماركسيست است . مسلمان بودنش در مردم موج ايجاد مىكرد ، مىخواست با تهمت ماركسيست بودن جلو اين موج را بگيرد . اين است كه آنها از نظر عدد سهمى دارند ولى از نظر ايجاد موج نه تنها سهمى ندارند بلكه سهم منفى دارند . اين همه كه دستگاه و دنياى استعمارى و امپرياليستى اصرار داشت كه به نهضت ايران برچسب كمونيستى بزند براى اين بود كه مىدانست اگر اين برچسب را بزند از سرعت آن مىكاهد و آن اوج و درجه حرارت را مقدارى پايين مىآورد . سؤال : چرا شما نقش افراد غيرمذهبى نظير فدائيان خلق را به اين شكل نديده مىگيريد ؟ آيا اين از عدل اسلامى به دور نيست ؟ پاسخ : اين كه نقش داشتند ، بديهى است كه افرادى بوده‌اند ، كشته هم شده‌اند ، افرادى كه مسلّم در ميان جوانانشان علىالقاعده لااقل عده‌اى صداقت داشته‌اند اما نقش داشتن آنها را از دو زاويه بايد حساب كرد : يكى از زاويه عددى و ديگر از زاويه تأثير بخشيدن در جامعه . از جنبه عددى سهم كم دارند و از جنبه تأثير بخشيدن روى جامعه سهم منفى دارند . سؤال : شما از جامعه توحيدى و بىطبقه صحبت كرديد ، به نظر من جامعه بىطبقه وجود ندارد . خواهشمند است در اين مورد بيشتر توضيح دهيد . پاسخ : در كتاب جهان‌بينى توحيدى توضيح داده‌ام . فرق است ميان جامعه بىطبقه و جامعه بىاختلاف . طبقه و جامعه طبقاتى ، آن اختلافهايى را مىگوييم كه از كسب امتيازات بى جا و ظالمانه پيدا شود . يعنى اگر كسى با ديگرى از نظر يك موهبت مثلا ثروت تفاوت داشته باشد ، منشأ تفاوتش اين است كه جامعه به او يك امتياز داده بدون آن كه آن امتياز را به فرد ديگرى بدهد . اگر جامعه به بچه‌اى اين امكان را بدهد كه برود درس بخواند ، به يك بچه ديگر كه لااقل به اندازه او استعداد دارد اين امكان