تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
خودشان تشخيص مىدهند بشكافد و تجزيه و تحليل كند .

دو نظريه درباره ماهيت انقلابها :

1 . ماهيت همه انقلابها يكى است و آن اقتصادى است

به طور كلى در مورد انقلابها دو نظريه كلى وجود دارد . يك نظريه اين است كه اگرچه انقلابهاى اجتماعى عالم به ظاهر شكلهاى مختلف و متفاوتى داشته باشند روح و ماهيت همه اين انقلابها يك چيز است . مثلا انقلاب صدر اسلام ، انقلاب رنسانس ( چون آن هم يك انقلاب بود ولى انقلاب فرهنگى ) ، انقلاب فرانسه ، انقلاب اكتبر شوروى و انقلاب چين ، تمام انقلابها در دنيا با اين كه شكلها فرق مىكند : يك انقلاب انقلاب علمى است ، يكى انقلاب سياسى است ، يكى ديگر انقلاب مذهبى است و يكى انقلاب صنعتى است ، همه اينها روح و ماهيتشان يك چيز بيشتر نيست ؛ روح و ماهيت تمام انقلابها اقتصادى و مادى است ، شكل و تظاهرش فرق مىكند . مثل يك بيمارى است كه آثار و علائم مختلف و متفاوتى نشان بدهد ، در موارد مختلف علائمش مختلف و متفاوت باشد ، در يك جا يك علامت را نشان مىدهد در جاى ديگر علامت ديگر ، اما يك نفر طبيب و پزشك مىفهمد كه همه اين علائم مختلف و متفاوت و همه اين نشانه‌ها و آثار كه به ظاهر مختلف است يك ريشه بيشتر ندارد . پس در واقع همه نارضايىها در نهايت امر به يك نارضايى ، همه خشمها به يك خشم و همه آرمانها به يك آرمان برمىگردد . تمام انقلابهاى دنيا در واقع انقلاب محرومان است عليه برخوردارها . ريشه همه انقلابها محروميت است . البته خود محروميت هم باز معلول يك نوع پيشرفتى در ابزارهاى توليد است كه شكافها را زياد مىكند . اين حرفها در زمان ما هم خيلى مد شده ، حتى كسانى كه با آهنگ اسلامى هم سخن مىگويند خيلى زياد روى مسئله مستضعفين ، استضعافگرى و استضعاف شدگى تكيه مىكنند ، يعنى با يك نوع تحريف و انحراف روى آن تكيه مىشود .

2 . انقلابها ماهيات مختلف دارند : اقتصادى ، سياسى ، اعتقادى

نظريه ديگر اين است كه اين طور نيست ، ممكن است كه ريشه انقلاب ، دوقطبى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 140 | مرتضى مطهرى