مىگويى ؟ او مىگويد « جمهورى اسلامى » و حرفش را صريح مىگويد . تو در خفا مىگويى جمهورى دموكراتيك خلق ، يعنى يك جمهورى كمونيستى . اينها يكى نيست ، دو تاست . تو حرف خودت را بزن . آزادى ابراز عقيده يعنى اين كه فكر خودت را بگو . تو مىخواهى به نام آزادى ابراز فكر و عقيده دروغ بگويى . آن كسى كه تو واقعا به او اعتقاد دارى لنين است ، پس عكس لنين را بياور ، آنگاه ما با تو مخالفت نمىكنيم . من مىگويم چرا تو عكس پيشواى ما را مىآورى ؟ وقتى عكس پيشواى ما را مىآورى مىخواهى به مردم بگويى كه ما راهى را مىرويم كه اين پيشوا مىرود ، در صورتى كه تو مىخواهى آنها را از راه ديگرى ببرى . دروغ گفتن چرا ، اغفال چرا ؟ ! ما آزادى فكر را با آزادى اغفال و آزادى منافقگرى و آزادى توطئهگرى كه نبايد اشتباه كنيم .
ما صريح و رُك و پوستكنده با شما حرف مىزنيم : رژيم ايدهآل حكومتى ما غير از رژيم ايدهآل حكومتى شماست . رژيم اقتصادى ايدهآل آيندهء ما غير از رژيم اقتصادى شماست . نظام اعتقادى و فكرى ما غير از نظام اعتقادى و فكرى شماست .
جهانبينى ما غير از جهانبينى شماست . ما صريح و رُك و پوستكنده حرفمان را مىگوييم ، ايّها الناس هر كسى مىخواهد از اين راه بيايد هر كسى مىخواهد از آن راه برود . شما چرا حرفتان را صريح و رُك نمىزنيد ؟ چرا مىگوييد : « بياييم از آزادى شعار واحدى بسازيم » در صورتى كه تو از « آزادى » در درجه اول آزادى از مذهب را قصد مىكنى و ما از « آزادى » آزادى از هر نوع اختناق را كه يكى از آنها اختناق كمونيستى است قصد مىكنيم . پس آزاديى كه تو مىخواهى با آزاديى كه ما مىخواهيم دو تاست .
من همين جا به همهء اين دوستان غير مسلمان اعلام مىكنم كه از نظر اسلام تفكر آزاد است ، تو هرطور مىخواهى بينديشى بينديش ، هرطور مىخواهى عقيدهء خودت را ابراز كنى - به شرط اين كه همان فكر واقعى خودت را ابراز كنى - بكن .
مىخواهى بنويسى بنويس ، مىخواهى بگويى بگو .
كرسى مكتب مخالف در دانشكده الهيات
من به همين دانشكده در چند سال پيش نامه نوشتم « 1 » و گفتم يگانه دانشكدهاى كه
هامش
( 1 ) . [ اين نامه در كتاب سيرى در زندگانى استاد مطهرى ( انتشارات صدرا ) درج شده است . ]