عقل و دل [ بيست گفتار ]
اين سخنرانى در 24 اسفند 1335 هجرى شمسى مطابق 12 شعبان 1376 قمرى ايراد شده است .
انسان ، موجود دو كانونى
در روح انسان دو مركز و دو كانون موجود است كه هريك از ايندو ، منبع يك نوع فعاليتها و تجليات روحى است . نام يكى از اين دو كانون ، عقل يا خرد و نام آن ديگرى قلب يا دل است . فكر و انديشه و دورانديشى و حسابگرى و منطق و استدلال و علم و فلسفه از تجليات كانون عقل است ، و بعضى ديگر از تجليات روحى مانند خواستن و شيفته شدن و آرزو كردن و به حركت آوردن از كانون دل سرچشمه مىگيرد .
از كانون دل حرارت و حركت برمىخيزد و از كانون عقل هدايت و روشنايى . آن كس كه دلى افسرده و بىخواهش و بىاميد و آرزو دارد موجودى سرد و بىحركت و جامد است و هيچ گونه فعاليتى از او سر نخواهد زد ، به مرگ نزديكتر است تا به حيات ، و آن كس كه از نيروى عقل و فهم و تدبير بىنصيب است مانند ماشينى است كه در شب تاريك در حركت است و فاقد چراغ و راهنماست .
گاهى ميان اين دو كانون توافق و هماهنگى حاصل مىشود ، چيزى را دل مىپسندد و عقل هم خوبى آن را تصديق و اعتراف مىكند . در اين گونه موارد انسان دچار اشكال و محظورى نمىشود . ولى بسيار اتفاق مىافتد كه اين توافق و