تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
به حق خود راضى باشد ( وَ اجْعَلْنى بِقِسْمِكَ راضِياً قانِعاً ) « 1 » . قسم دوم رضايت دادن به تجاوز و ظلم است . اينجاست كه عصيان و نارضايتى كمال است . از نظر دين ، رضايت در اين گونه موارد نه تنها مطلوب نيست بلكه گناه است .

تسلط بر نفس

خاصيت ديگر ايمان تسلط كامل بر نفس است . نبايد چنين تصور كرد كه مسئلهء تسلط بر نفس يك مفهوم مذهبى است و فرع بر مذهب است ، اگر مذهب نبود تسلط بر نفس هم لازم نيست . اين تصور باطل است . تسلط بر نفس مثل مفاهيم اخلاقى از قبيل استقامت و عدالت است كه فرضاً كسى به مذهب معتقد نباشد نمىتواند منكر آنها بشود . اينها فرع بر دين و مذهب نمىباشند و مذهب اينها را به وجود نياورده ، بلكه مذهب اجراى اينها را بهتر تأمين كرده است . يكى از صحنه‌ها و ميدانهاى نبرد در زندگى كه براى بشر فرض است تسلط خود را بر آنجا مستقر كند ، صحنه و ميدان وجود خودش است . يكى از دانشمندان و متفكرين مشهور جهان در عصر حاضر مىگويد : انسان در برابر خود سه دشمن دارد و در سه جبهه مبارزه دارد : جبههء طبيعت ، جبههء افراد ديگر ، جبههء داخلى و نفسانى . در قسمت اول تا حد زيادى پيروز شده ، بر عوامل سرما و گرما و بيماريها و بلاها تا حدودى مسلط شده ، هرچند هنوز بلاهايى مثل زلزله و بيماريهايى مثل سرطان هست كه بشر نتوانسته بر آنها فائق آيد . مبارزه با افراد ديگر نيز ادامه داشته و دارد . از همه بالاتر مبارزهء با نفس است . هركس در داخل خود دچار يك كشمكش است . حديث معروف رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاصْغَرَ وَ بَقِىَ عَلَيْهِمُ الْجِهادُ الْاكْبَرُ « 2 » از همين معنى حكايت مىكند ، ولى چيزى كه قادر است انسان را بر طبيعت خود مسلط كند و آن را رام كند دين و ايمان است . به قول مولوى در شرح همان حديث نبوى :
كشتن اين ، كار عقل و هوش نيست * شير باطن سخرهء خرگوش نيست
هامش
( 1 ) برگرفته از دعاى كميل . ( 2 ) كافى ، ج 5 / ص 12 : مرحبا به مردمى كه مبارزه و جهاد كوچك را انجام دادند و جهاد بزرگ به عهدهء آنها باقى است .