تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
بشر از لحاظ محيط طبيعى يعنى نقطهء طبيعى زندگى همين‌طور است ؛ اگر در محيط غير متناسبى قرار بگيرد از طرفى جهازات داخلى بدنش به‌طور خودكار به فعاليت مىافتند تا او را با محيط ، مناسب و موافق و سازگار كنند ، و از طرف ديگر او خودش سعى مىكند با قوهء ابتكار خود با عوامل محيط و طبيعت مبارزه كند و آنها را با خود منطبق كند . انسان علاوه بر محيط طبيعى ، محيط اجتماعى هم دارد ، بايد با اين محيط نيز منطبق باشد . عوامل اجتماعى عبارت است از ساير افراد با صفات و حالاتى كه دارند و اعمالى كه از آنها سر مىزند و قوانين و مقررات و عادات و آدابى كه بر آن اجتماع حكمفرماست . شرايط زندگى خصوصى انسان در محيط اجتماعى عبارت است از ميلها و آرزوها و احتياجات شخصى . ايندو بايد با يكديگر منطبق شوند . انعطافى از اجتماع و انعطافى از فرد لازم است . انعطاف و انطباق اجتماع به اين است كه اجتماعْ عادل و حافظ منافع جمع باشد ، بر محور مصالح جمع بگردد نه بر محور منافع فرد . انطباق و انعطاف فرد عبارت است از رضا و تسليم به مصالح جمع و گذشت از ميلها و هوسهاى شخصى . در مرحلهء اول و بالطبع هيچ گونه انطباقى بين فرد و اجتماع نيست ، زيرا اجتماع كه از افراد مختلف تشكيل شده و هر فردى از خود رأى و عقيده و ميلى دارد مخالف با ميل و عقيده و آرزوى فرد ديگر ، بين آنها تضاد و ناسازگارى است . بايد از دو طرف انعطافى پيدا شود تا انطباق به عمل آيد . انعطاف به اين است كه جامعه بر محور مصالح جمع بگردد ، و فرد در ناحيهء ميلها و آرزوهاى خود رضايت بدهد به آرزوها و هدفهاى اجتماعى . دين عامل اصلى اين تطابق است ، زيرا دين است كه به جامعه عدالت مىدهد و به فرد رضا و تسليم .

مفهوم رضا و تسليم

اينجا تا نام رضايت برده شد ممكن است در ذهن بعضىها فوراً اين مطلب بيايد كه رضايت و قناعت افراد به آنچه جامعه به آنها داده خوب نيست ، موجب سكون و تمكين و بىتحركى مىشود ، بر خلاف نارضايى كه عامل تحرك و جنبش است . عرض مىكنم رضايت بر دو قسم است : يك نوع رضايت ، مطلوب است و آن همين است كه فرد به سهم خود راضى باشد ، زيرا بالاخره هر فردى حق معين و سهم معينى دارد . هيچ كس نبايد فكر كند كه همه چيز بايد به شخص من تعلق بگيرد ، بايد
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 768 | مرتضى مطهرى