تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
مَنِ اسْتَحْكَمَتْ لى فيهِ خَصْلَةٌ مِنْ خِصالِ الْخَيْرِ احْتَمَلْتُهُ عَلَيْها وَ اغْتَفَرْتُ فَقْدَ ماسِواها ، وَ لا اغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لا دينٍ ، لِأنَّ مُفارَقَةَ الدّينِ مُفارَقَةُ الْأمْنِ فَلايُتَهَنَّأُ بِحَياةٍ مَعَ مَخافَةٍ ، وَ فَقْدُ الْعَقْلِ فَقْدُ الْحَياةِ وَ لا يُقاسُ الّا بِالْامْواتِ « 1 » . اگر كسى يك خصلت از خصال خير در او باشد ، كافى است كه ساير صفات و خصلتهاى او را تحمل كنم و ببخشم مگر دو چيز را : يكى بىعقلى و يكى بىايمانى . آنجا كه دين و ايمان نيست امنيت نيست . به آدم بىايمان در هيچ چيز نمىشود اعتماد و اطمينان كرد . آنجا كه امنيت و اعتماد و اطمينان نيست زندگى گوارا نيست ، دائماً نگرانى است ، خوف است ، اضطراب و دلهره است ؛ آدمى هميشه بايد مواظب خود باشد كه از ناحيهء همان دوستان خود خيانت نبيند . اما آنجا كه عقل نيست حيات و زندگى نيست ، مردگى است ، [ فاقد عقل را ] بايد [ در شمار ] مردگان به حساب آورد . به‌طور كلى ما در صفات اخلاقى آن اندازه تقوا و عفت و امانت مىخواهيم كه حتى در نهانخانه‌ها و سرّالسرّ هم حافظ بشر باشد . عدالت به زيردستان حتى در حال قدرت و توانايى مىخواهيم ، شجاعت و شهامت در مقابل زور مىخواهيم ، استقامت و پايدارى مىخواهيم ، قطع اعتماد به غير و تكيه به خود و باطن ذات خود مىخواهيم ، صفا و صميميت و محبت مىخواهيم . همهء اينها يا فقط در پرتو ايمان پيدا مىشود و يا آنكه فرد كامل و اعلاى آن منحصراً در پرتو ايمان دينى پيدا مىشود .

سلامت جسم و جان

اثر ديگر ايمان ، سلامت جسم و جان است . على عليه السلام دربارهء تقوا مىفرمايد : دَواءُ داءِ قُلُوبِكُمْ وَ شِفاءُ مَرَضِ اجْسادِكُمْ « 2 » . دواى بيمارى روحى و شفاى امراض جسمانى شماست .
هامش
( 1 ) كافى ، ج 1 / ص 27 . ( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 196 .