امور معنوى مطلقاً مستلزم تحمل يك نوع محروميت مادى است . تا يك مبنا و اساس درستى در كار نباشد ، بشر بىجهت تحمل محروميت نمىكند . طبيعى ترين محصول افكار مادى ، اخلاق مادى يعنى اخلاق مبتنى بر خودپرستى و منفعت پرستى است .
اين فرمان كه : .
كونوا قوامين بالقسط شهداء لله و لو على انفسكم او الوالدين و الاقربين
« 1 » .
عدالت را جداً به پا نگه داريد ، گواهى را به خاطر خدا بدهيد نه به ملاحظات ديگر ، هرچند عليه پدر و مادر يا خويشاوندان شما باشد .
يا اينكه : .
كونوا قوامين لله شهداء بالقسط و لا يجرمنكم شنآن قوم على الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى
« 2 » .
بسيار براى خدا قيام كنيد ، به عدالت اداى شهادت كنيد ، مبادا دشمنى قومى با شما - ولو دشمنى دينى - سبب گردد كه از حق و عدالت منحرف شويد ، به هرحال عدالت كنيد كه عدالت به تقوا نزديكتر است .
اينها فرمانهايى است كه فقط دين صلاحيت دارد بدهد و از طرف دين هم بوده كه پذيرفته و عمل شده است .
پس معلوم مىشود كه اخلاق ، عدالت اجتماعى ، امنيت اجتماعى ، انسانيت ، همه سرمايههايى هستند كه به دست آوردن و حفظ اينها سرمايهء ديگرى لازم دارد كه نامش ايمان است .
اميرالمؤمنين ( صلوات اللَّه عليه ) مىفرمايد :
هامش
( 1 ) نساء / 135 .
( 2 ) مائده / 8 .