تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 755

مساهمون:

ص٧٥٥
نياموخته است ، و يك مرتبه مواجه شود با دريا و بخواهد در آن شناورى كند . كسى كه شناورى هيچ نمىداند ، اولين بارى كه به آب بيفتد غرق مىشود . شناورى هم چيزى نيست كه با غير عمل ، با درس و كتاب و گوشهء اتاق بتوان ياد گرفت ؛ هنراست ، فن عملى است ، بايد رفت ميان آب و در همان جا ضمن عمل و تلاش و زير آب رفتن و بالا آمدن تدريجاً آن را آموخت . در يكى از احاديثى كه در ابتداى سخن خواندم ، اين تعبير بود : انَّ اللَّهَ اذا احَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلاءِ غَتّاً . « غت » به معنى غمس و فرو بردن در آب است . يعنى خداوند وقتى كه كسى را دوست بدارد او را در شدايد فرو مىبرد ، به ميان شدايد مىاندازد ، چرا ؟ براى اينكه راه بيرون شدن از شدايد و راه شناورى در درياى گرفتارى را ياد بگيرد . جز اين راهى نيست ؛ لطف و محبت خداست كه با مواجه ساختن بنده با مشكلات ، وسيلهء آموختن فن شناورى در درياى حوادث و سالم بيرون آمدن از ميان آنها را فراهم مىكند . پس قطعاً اين ، علامت لطف و محبت است . دربارهء بعضى از پرندگان مىنويسند وقتى كه جوجهء آنها پر در مىآورد ، براى اينكه حيوان به جوجهء خود فن پرواز را ياد بدهد ، او را با خود از آشيانه بيرون مىآورد و در فضا بالا مىبرد و آنگاه او را رها مىسازد . جوجه مدتى تلاش مىكند و پرپر مىزند تا خسته مىشود . همين كه در اثر خستگى مىخواهد به زمين بيفتد مادرش او را روى بال خود مىگيرد . پس از لحظه‌اى دومرتبه او را از اوج بلندى رها مىكند . باز مدتى اين حيوان تلاش مىكند ، پايين و بالا مىرود و خود را خسته مىكند . همين كه كاملًا خسته شد مادر دومرتبه او را مىگيرد و روى بال مىنشاند و به همين ترتيب چند بار عمل مىكند تا فرزندش عملًا بر پرواز كردن مسلط گردد . اين اصل طبيعى فطرى بايد در تربيت فرزند آدم مورد استفاده قرار بگيرد . طفل از اول بايد با كار و زحمت و سختى و شدت آشنا باشد . اما اشرف مخلوقات غالباً بر خلاف اين عمل مىكند ؛ طبقهء متمكّن به خيال اينكه كار فقط به خاطر فقر است از كار و زحمت پرهيز مىكنند ، فرزند خود را يك بيچارهء مفلوك ضعيف بار مىآورند . ژان ژاك روسو در كتاب اميل دربارهء اين گونه تربيتها مىگويد : اگر مردم تا آخر عمر در كشورى كه متولد شده بودند مىماندند ، اگر تمام سال يك فصل بيش نداشت ، اگر افراد نمىتوانستند هيچ وقت سرنوشت
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 755 | مرتضى مطهرى