آن طورى آنها را از بين مىبرد . بعضى از اخلاق عالى جز در ميدان نبرد پديد نمىآيد . شجاعت و دلاورى با خواندن كتاب و خلوت نشينى و گوشه گيرى پيدا نمىشود .
حج كه يكى ديگر از عبادات است و بر هر مستطيعى لازم است كه لااقل در عمر يك بار اين وظيفهء اجتماعى و عبادى را انجام دهد ، خالى از مشقت و دشوارى نيست .
على عليه السلام دربارهء كعبه مىفرمايد : خداوند خانهاى كه بايد مردم گرد آن طواف كنند در يكى از ناهموارترين و نامعمورترين نقطههاى زمين قرار داد و اگر مىخواست مىتوانست در يكى از نقاط پر باغ و درخت و پر ميوه و گردشگاههاى درجهء اول جهان قرار دهد ، اما آن وقت ديگر امتحان و آزمايش و تحمل مشقت در كار نبود ، مردم براى تنزّه هم مىآمدند و منظور مقدسى كه هست حاصل نمىشد .
مىفرمايد :
وَ لكِنَّ اللَّهَ يَخْتَبِرُ عِبادَهُ بِانْواعِ الشَّدائِدِ وَ يَتَعَبَّدُهُمْ بِانْواعِ الْمَجاهِدِ وَ يَبْتَليهِمْ بِضُروبِ الْمَكارِهِ ، اخْراجاً لِلتَّكَبُّرِ مِنْ قُلوبِهِمْ وَ اسْكاناً لِلتَّذَلُّلِ فى نُفوسِهِمْ وَ لِيَجْعَلَ ذلِكَ ابْواباً فُتُحاً الى فَضْلِهِ وَ اسْباباً ذُلُلًا لِعَفْوِهِ « 1 » .
خداوند همواره بندگان خود را به انواع شدايد مواجه مىكند و اقسام كوششها و مجاهدتها جلو پاى آنها مىگذارد ، تكاليفى گوناگون بر خلاف طبع آسايش طلب آنها بر آنها مقرر مىدارد تا غرور و تكبر از دلشان بيرون رود ، نفوسشان عادت كند به عبوديت خدا ، و اين وسيلهاى است براى اينكه درهاى فضل و رحمت و عنايت پروردگار به روى آنها گشوده شود .
عسر و حرج
در آخر سخن بهطور اشاره يك نكته را يادآورى مىكنم . ممكن است بگوييد پس با اين حرفها تكليف آن مطلب ديگر چه مىشود كه مىگويند در اسلام عسر و حرج نيست ، كلفت و مشقت نيست ؟
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 190 .