تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
هست حيوانى كه نامش اسغر است * كو به زخم چوب زفت و لمتر « 1 » است
تا كه چوبش مىزنى به مىشود * او ز زخم چوب فربه مىشود
نفس مؤمن اسغرى آمد يقين * كو به زخم رنج ، زفت است و سمين
زين سبب بر انبيا رنج و شكست * از همه خلق جهان افزونتر است
تا ز جانها جانشان شد زفت‌تر * كه نديدند آن بلا قومى دگر
مثال ديگرى ذكر مىكند ؛ افراد سختى كشيده را تشبيه مىكند به پوست دباغى شده ، مىگويد :
پوست از دارو بلاكش مىشود * چون اديم طائفى خوش مىشود
گر نه تلخ و تيز ماليدى در او * گنده گشتى ناخوش و ناپاك بو
آدمى را نيز چون آن پوست دان * از رطوبتها شده زشت و گران
تلخ و تيز و مالش بسيار ده * تا شود پاك و لطيف و با فره
ور نمىتانى رضا ده‌اى عيار * كه خدا رنجت دهد بىاختيار
كه بلاى دوست تطهير شماست * علم او بالاى تدبير شماست
پس جواب سؤال اول كه چگونه خداوند دوستانش را دچار بلايا مىكند ، معلوم شد .

امتحان الهى

اما سؤال دوم كه امتحان در اين موارد چه معنى دارد ؟ . جواب اين سؤال هم تا اندازه‌اى از آنچه گفته شد دانسته مىشود ، اما توضيح بيشترى مىدهم : . يك وقت چيزى را مورد امتحان قرار مىدهند براى اينكه مجهولى را تبديل به معلوم كنند . براى اين كار شيئى را به عنوان ميزان و مقياس به كار مىبرند ، مثل اينكه متاعى را در ترازو مىگذارند تا بفهمند كه وزن واقعى آن چقدر است . ترازو فقط وسيلهء توزين است ، اثرش فقط اين است كه وزن واقعى جسم را معلوم مىكند . ترازو خود تأثيرى در زياد كردن يا كم كردن آن جسم ندارد . همچنين است ساير ميزانها و مقياسها : ميزان الحراره اثرش اين است كه درجهء گرمى هوا يا بدن انسان را
هامش
( 1 ) [ يعنى درشت‌تر و فربه‌تر . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 752 | مرتضى مطهرى