سازندگى شدايد
جواب هر دو سؤال آن وقت معلوم مىشود كه فلسفهء بلايا و شدايد و سختيها و اثر آنها در وجود آدمى معلوم شود ؛ معلوم شود كه به حكم قانون و ناموس خلقت ، بسيارى از كمالات است كه جز در مواجهه با سختيها و شدايد ، جز در نتيجهء تصادمها و اصطكاكهاى سخت ، جز در ميدان مبارزه و پنجه نرم كردن با حوادث ، جز در روبرو شدن با بلايا و مصائب حاصل نمىشود .
نه اين است كه اثر شدايد و سختيها تنها ظاهر شدن و نمايان شدن گوهر واقعى است ، به اين معنى كه هركس يك گوهر واقعى دارد كه رويش پوشيده است ، مانند يك معدنى است در زير خاك و اثر شدايد فقط اين است كه آنچه در زير خاك است نمايان مىشود ، اثر ديگر ندارد ؛ نه ، اينطور نيست ، بالاتر است . شدايد و سختيها و ابتلائات اثر تكميل كردن و تبديل كردن و عوض كردن دارد ، كيمياست ، فلزى را به فلز ديگر تبديل مىكند ، سازنده است ، از موجودى موجود ديگر مىسازد ؛ از ضعيف ، قوى و از پست ، عالى و از خام ، پخته به وجود مىآورد ، خاصيت تصفيه و تخليص دارد ، كدورتها و زنگارها را مىزدايد ، خاصيت تهييج و تحريك دارد ، هوشيارى و حساسيت به وجود مىآورد ، ضعف و سستى را از بين مىبرد .
پس اين گونه امور را نبايد قهر و خشم شمرد ؛ لطف است در شكل قهر ، خير است در صورت شر ، نعمت است در مظهر نقمت .
اى جفاى تو ز راحت خوبتر * و انتقام تو ز جان محبوبتر
نار تو اين است ، نورت چون بود ؟ * ماتم اين ، تا خود كه سورت چون بود ؟
از حلاوتها كه دارد جور تو * وز لطافت كس نيابد غور تو
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد * اى عجب من عاشق اين هر دو ضد
در اين ميان ، عنصرهاى قابل ، حداكثر استفاده را از اين لطفهاى قهرنما و نعمتهاى نقمت صورت مىبرند . اين گونه اشخاص مايهدار نه تنها از شدايد موجود بهره مىبرند ، يك نوع حالت ماجراجويى نسبت به شدايد در آنها هست ، به استقبال شدايد مىروند ، براى خود شدايد مىآفرينند .
مولوى براى عنصرهاى قابل كه از سختيها كمال مىيابند و رشد مىكنند و نيرومندتر مىگردند مثلى مىآورد ، مىگويد :