تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْيَتِكَ ما يَحولُ بَيْنَنا وَ بَيْنَ مَعْصِيَتِكَ « 1 » . پروردگارا ، از خوف و خشيتت آن اندازه به ما نصيب ده كه ميان ما و نافرمانىات حائل گردد . دعاهاى اسلامى يكى از بهترين و آموزنده ترين تعليمات اخلاقى و معنوى است . چه نكته‌ها و لطايف روحى و اجتماعى بزرگ كه با زبان دعا گفته مىشود ! جمله‌اى در همين دعا هست كه : وَ اجْعَلْ ثارَنا عَلى مَنْ ظَلَمَنا يعنى خدايا ، انتقام ما را نسبت به آن كسان قرار بده كه به ما ظلم كردند . اين جمله نكتهء لطيفى دارد . رسول اكرم نفرمود خدايا از ستمگران ما انتقام بكش ، فرمود : خدايا انتقامجويى ما را نسبت به آن كسان قرار بده كه بر ما ظلم كردند . « ثأر » يا « ثار » به معنى ميل به مكافات دادن است و به اصطلاح حس انتقامجويى . مىخواهد بفرمايد در اثر اينكه ظلمى بر ما مردم مىشود ، قهراً روح ما فشرده و آزرده و انتقامجو و ثائر مىشود . همين كه اين حالت در روح ما پيدا شد ، هر وقت باشد و هرجا باشد و به هر راه باشد اثر خودش را خواهد كرد ، مثل يك آتش زبانه خواهد كشيد . امروز علماى معرفة الروح ثابت كرده‌اند كه كينه‌ها و عداوتهايى كه در روح پيدا مىشود ممكن است موقتاً به اعماق روح فرو برود و انسان به حسب شعور ظاهر خود ، آنها را فراموش كند و از ياد ببرد اما واقعاً محو نمىشود ؛ در همان اعماق روح ، بى خبر از شعور ظاهر و عقل ظاهر مشغول فعاليت است كه راهى پيدا كند و بيرون بيايد . رسول اكرم مىگويد : خدايا اين آتش كه در دل ما هست و روزى زبانه خواهد كشيد ، ديگرى را نسوزد ، اگر مىخواهد بسوزد همان كس را بسوزد كه به ما ظلم كرده و سبب اين آتش شده است . اگر بنا بشود انسان با عقل و اراده و شعور ظاهر خود انتقام بگيرد ، انتقام شخصى را از شخصى ديگر نمىگيرد ، اگر در بلخ آهنگرى گناه كرده باشد در شوشتر سر مسگرى را نمىبرد . اما وقتى كه انسان نه به فرمان عقل آزاد بلكه به فرمان آن عقده‌ها و كينه‌هاى ته نشين شده در اعماق روح بخواهد انتقام بگيرد ، ديگر اين ملاحظات در كار نيست . رسول خدا مىفرمايد : خدايا ما را طورى كن كه انتقامها و كينه‌هاى ما
هامش
( 1 ) عوالى اللئالى ، ج 1 / ص 159 با اندكى اختلاف .