دندانش را شكسته بودند ، دست به دعا برداشته و مىگفت :
اللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمى فَانَّهُمْ لايَعْلَمونَ « 1 » .
خدايا قوم من را هدايت كن و آنها را ببخش كه آنها جاهلند .
علىّ مرتضى عليه السلام در موضوع فدك مىفرمايد :
فَشَحَّتْ عَلَيْها نُفوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْها نُفوسُ قَوْمٍ اخَرينَ . . . وَ ما اصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ وَ النَّفْسُ مَظانُّها فى غَدٍ جَدَثٌ ، تَنْقَطِعُ فى ظُلْمَتِهِ اثارُها « 2 » .
گروهى در آن طمع بستند و گروهى زهد ورزيدند . . . و من با فدك و يا غير فدك چه كنم در حالى كه فردا اين بدن جايگاهش گور است و در آن تاريكى آثارش از هم گسيخته گردد .
آن كه رست از جهان ، فدك چه كند * آن كه جست از جهت ، فلك چه كند
آثار اخلاقى تبعيضها
اين در افراد استثنايى است . اما ساير افراد مردم حالت همان فرزندان خانواده را دارند . تبعيضها ، تفاوت گذاشتنها روح يك عده را كه محروم شدهاند فشرده و آزرده و كينه جو و انتقام كش مىكند و روح يك عدهء ديگر را كه به صورت عزيز بلاجهت درآمدهاند لوس ، ننر و كم حوصله و زودرنج و بيكاره و اسراف كن و تبذيركن مىكند . در ميان يك طبقه حسد و كينه و انتقام و نفرت و دشمنى و در طبقهء ديگر كم حوصلگى نسبت به كار ، استقامت نداشتن ، اسراف و تبذير پيدا مىشود .
فكر كنيد مجموعاً چه اوضاع و احوالى در اثر بىعدالتى در ميان مردم پيدا مىشود ! .
دعاى معروفى هست از رسول اكرم كه با اين جمله شروع مىشود :
هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 / ص 192 .
( 2 ) نهج البلاغه ، نامهء 45 .