تأثيرى ندارد . عقيدهء بسيارى از متدينين ما فعلًا شايد همين باشد كه دو حساب است و ربطى به يكديگر ندارد .
اگر كسى هم اينطور خيال كند ، بايد به او گفت : زهى تصور باطل ، زهى خيال محال ! مطمئناً اوضاع عمومى و بود و نبود عدالت اجتماعى در اعمال مردم و اخلاق مردم و حتى در افكار و عقايد مردم تأثير دارد . در هر سه مرحله تأثير دارد : هم مرحلهء فكر و عقيده ، هم مرحلهء خلق و ملكات نفسانى ، هم مرحلهء عمل .
تأثير عدالت اجتماعى در افكار و عقايد
اما در مرحلهء فكر و عقيده . ما وقتى كه به ادبيات خودمان مراجعه مىكنيم و آثار ادبى و انديشههاى شعراى عاليقدر خودمان را مىبينيم ، مىبينيم كه آنها در عين اينكه حقايق شناس بودند ، به حكمتهايى پى بردهاند ، افكار لطيفى داشتهاند ، در عين حال در بعضى موارد ترشحاتى از مغز و فكر اينها پيدا شده كه باعث تعجب است .
مثلًا مىبينيم به مسئلهء بخت و شانس اهميت فراوان دادهاند ، چيزى كه بيشتر از هرچيز ديگر از آن دم زدهاند بخت و شانس است ، گفتهاند خودت بخواب بختت بيدار باشد . در نظر اينها نام بخت كه به ميان مىآيد ديگر همه چيز از ارزش مىافتد ؛ علم ، عقل ، سعى و كوشش ، فن و هنر و صنعت ، زور بازو ، همه هيچ اندر هيچاند .
مىگويند : از بخت ، كار ساخته است نه از عقل :
اوفتاده است در جهان بسيار * بى تميز ارجمند و عاقل خوار
بخت خوب باشد ، هنرمندى و لياقت و كاردانى چه اثرى دارد :
اگر به هر سر مويت دوصد هنر باشد * هنر به كار نيايد چو بخت بد باشد
سعى و عمل و كوشش چيست ؟ اصل كار ، بخت است : « دولت نه به كوشيدن است ، چاره كم جوشيدن است . »
از اين بوالعجبتر حديثى شنو * كه بىبخت ، كوشش نيرزد دو جو
چندان كه جهد بود دويديم در طلب * كوشش چه سود چون نكند بخت ياورى
بخت و شانس خوب باشد ، از زور و بازو چه كارى ساخته است :
چه كند زورمند وارون بخت * بازوى بخت به كه بازوى سخت