است و مانند ساير احساسهاى آدمى قابل رشد و نموّ و تربيت است . حالا بايد ديد چه چيز اين حس را در انسان رشد و نموّ و پرورش مىدهد ؟ .
چيزى كه اين حس را رشد مىدهد تقوا و طهارت و مجاهدت اخلاقى و مبارزه با هواهاى نفسانى است . از نظر منطق دين ، اين خود امرى است غيرقابل انكار . در اينجا فقط چند جمله از نهج البلاغه در اين زمينه نقل مىكنم . مىفرمايد :
قَدْ احْيا عَقْلَهُ وَ اماتَ نَفْسَهُ حَتّى دَقَّ جَليلُهُ وَ لَطُفَ غَليظُهُ وَ بَرِقَ لَهُ لامِعٌ كَثيرُ الْبَرْقِ ، فَابانَ لَهُ الطَّريقَ وَ سَلَكَ بِهِ السَّبيلَ ، فَتَدافَعَتْهُ الْابْوابُ الى بابِ السَّلامَةِ « 1 » .
عقل خويش را زنده كرده و نفس امّاره را ميرانده است تا آنجا كه اثر اين مجاهدت در بدن وى ظاهر شده و استخوان وى را نازك و غلظت وجود وى را تبديل به لطافت كرده . در اين موقع برقى شديد براى وى مىجهد و راه را به او نشان مىدهد و او را در راه مىاندازد و پيوسته از اين در به آن در و از اين مرحله به آن مرحله او را حركت مىدهد تا مىرسد به آنجا كه باب سلامت مطلق است .
يهدى به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و يخرجهم من الظلمات الى النور باذنه و يهديهم الى صراط مستقيم
« 2 » .
تقوا و تلطيف احساسات
تقوا و طهارت در يك ناحيهء ديگر هم تأثير دارد و آن ناحيهء عواطف و احساسات است كه احساسات را رقيقتر و لطيفتر مىكند . اينطور نيست كه آدم باتقوا كه خود را از پليديها و كارهاى زشت و كثيف ، از ريا و تملّق ، از بندگى و كاسه ليسى دور نگه داشته ، ساحت ضمير خود را پاك نگه داشته ، عزت و مناعت و آزادمنشى خود را حفظ كرده ، توجهش به معنا بوده نه به ماده ، يك همچو شخصى نوع
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 218
( 2 ) مائده / 16 : [ خداوند به سبب آن ( قرآن ) كسانى را كه خشنودى او را مىجويند به راههاى سلامتى هدايت مىكند و به اذن خويش ايشان را از تاريكيها به سوى نور بيرون مىبرد و به راه راست هدايت مىنمايد . ]