به هرحال بايد توجه به خطراتى كه بنيان تقوا را متزلزل مىكند داشت . در مقررات دينى مىبينيم كه تقوا ضامن و وثيقهء بسيارى از گناهان شناخته شده ولى نسبت به بعضى ديگر از گناهان كه تأثير و جاذبهء قويترى دارد دستور حريم گرفتن داده شده .
مثلًا در مقررات دينى گفته نشده كه خلوت كردن با وسيلهء دزدى يا شرابخوارى يا قتل نفس حرام است . مثلًا مانعى ندارد كه كسى شب در خانهء خلوتى بسر برد كه اگر بخواهد - العياذ باللَّه - شراب بخورد هيچ رادع و مانع ظاهرى نيست . همان ايمان و تقوا ضامن انسان است . ولى در مسئلهء جنسيت به حكم تأثير قوى و تحريك شديدى كه اين غريزه در وجود انسان دارد ، اين ضمانت از تقوا برداشته شده و دستور داده شده كه خلوت با وسيلهء بىعفتى ممنوع است زيرا اين خطر ، خطرى است كه مىتواند احياناً در اين حصار ( هر اندازه منيع و مستحكم باشد ) نفوذ كند و اين حصار را فتح نمايد .
حافظ در يكى از غزلهاى معروفش بيتى دارد كه من هر وقت به آن بيت مىرسم همين مطلبى كه گفتم در نظرم مجسم مىشود ، و مثل اينكه حافظ با زبان شيرينى كه مخصوص خود اوست خواسته اين حقيقت روحى را بگويد . غزل اين است :
نقدها را بود آيا كه عيارى گيرند * تا همه صومعه داران پى كارى گيرند
مصلحت ديد من آن است كه ياران همه كار * بگذارند و خم طرّهء يارى گيرند
خوش گرفتند حريفان سر زلف ساقى * گر فلكشان بگذارد كه قرارى گيرند
بيتى كه از اين غزل مورد نظر بود اين بيت است :
قوّت بازوى پرهيز به خوبان مفروش * كه در اين خيل حصارى به سوارى گيرند
در اين بيت تقوا و پرهيزكارى را به حصار تشبيه كرده ، همان طورى كه در كلمات اميرالمؤمنين عليه السلام عين اين تشبيه آمده بود . بعد به شدتِ تأثير و قدرت فتح خيل خوبان حصار تقوا را توجه پيدا كرده كه اين حصار را به رخ اين طايفه