است . تعبير به مصونيت ، يكى از تعبيرات اميرالمؤمنين است . در يكى از كلماتش مىفرمايد :
الا فَصونوها وَ تَصَوَّنوا بِها « 1 » .
يعنى تقوا را حفظ كنيد و به وسيلهء تقوا براى خود مصونيت درست كنيد .
اميرالمؤمنين تعبيرى بالاتر از اين هم دارد كه نه تنها تقوا را محدوديت و مانع آزادى نمىداند ، بلكه علت و موجب بزرگ آزادى را تقواى الهى مىشمارد . در خطبهء 228 مىفرمايد : .
فَانَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتاحُ سَدادٍ وَ ذَخيرَةُ مَعادٍ وَ عِتْقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَةٍ وَ نَجاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ ، بِها يَنْجَحُ الطّالِبُ وَ يَنْجُوا الْهارِبُ وَ تُنالُ الرَّغائِبُ . .
يعنى تقوا كليد درستى و اندوختهء روز قيامت است ، آزادى است از قيد هر رقّيت ، نجات است از هر بدبختى . به وسيلهء تقوا انسان به هدف خويش مىرسد و از دشمن نجات پيدا مىكند و به آرزوهاى خويش نائل مىگردد .
تقوا در درجهء اول و بهطور مستقيم از ناحيهء اخلاقى و معنوى به انسان آزادى مىدهد و او را از قيد رقّيت و بندگى هوا و هوس آزاد مىكند ، رشتهء حرص و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش برمىدارد ، ولى بهطور غير مستقيم در زندگى اجتماعى هم آزاديبخش انسان است . رقّيتها و بندگيهاى اجتماعى نتيجهء رقّيت معنوى است . آن كس كه بنده و مطيع پول يا مقام است نمىتواند از جنبهء اجتماعى آزاد زندگى كند . لهذا درست است كه بگوييم : « عِتْقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَةٍ » يعنى تقوا همه گونه آزادى به انسان مىدهد . پس تقوا تنها نه اين است كه قيد و محدوديت نيست ، بلكه عين حرّيت و آزادى است .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 189