تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
قانون براى مردان و يا زنان ، به زور مقررات ، به زور دادگسترى ، به زور قوّهء مجريه ، با تغيير قوانين و مقررات ، از عدد طلاقها بكاهيم و اين شدنى نيست . در موضوع انتخابات مىبينيم كه بعضىها اصرار دارند كه علت خرابى انتخابات نقص قانون انتخابات است كه در نيم قرن پيش وضع شده و با مقتضيات امروز وفق نمىدهد . نمىخواهم از قانون فعلى انتخابات دفاع كنم ، حتماً نواقصى دارد ، ولى آيا مردم طبق همان قانون رفتار مىكنند و فساد پيدا مىشود ؟ و يا علت فساد اين است كه حتى به همان قانون هم عمل نمىشود ، كسى براى خود حدى و براى ديگران حقى قائل نيست . آيا قانون فعلى اجازه مىدهد كه يك نفر وارد شهرى بشود كه مردم آن شهر نه او را ديده‌اند و نه مىشناسند و نه قبل از آن وقت نامش را شنيده‌اند و به اتكاء زور و قدرت بگويد من نمايندهء شما هستم چه بخواهيد و چه نخواهيد ؟ ! اين گونه مفاسد را با تكثير يا تبديل قانون نمىتوان از بين برد ؛ راهش منحصر است به اينكه در خود مردم آگاهىاى و ايمانى و تقوايى وجود داشته باشد . آيا واقعاً در امر رانندگى و موضوع سرعت و سبقت و رعايت نكردن مقررات عبور و مرور ، عيب در كمبود مقررات است يا در جاى ديگر ؟ . امروز ما مسائل اجتماعى زيادى داريم كه افكار كم و بيش متوجه آنهاست . دائماً گفته مىشود كه مثلًا چرا طلاق رو به افزايش است ؟ چرا قتل و جنايت و دزدى زياد است ؟ چرا غشّ و تقلّب در اجناس عموميت پيدا كرده ؟ چرا فحشا زياد شده ؟ و امثال اينها . بدون ترديد ضعف نيروى ايمان و خرابى حصار تقوا را يك عامل مهم اين مفاسد بايد شمرد . عجب‌تر اينكه بعضىها مرتباً اين چراها را مىگويند و مىنويسند ؛ از طرف ديگر چون خود آنها به عنصر تقوا ايمان ندارند ، با اسباب و عوامل مختلف ريشهء اين چراها را از روح مردم مىكَنند و مردم را به طرف هرج و مرج اخلاقى و منهدم كردن بنيان تقوا و از بين بردن مصونيت تقوايى سوق مىدهند . اگر ايمانى نباشد و تقواى الهى - نعوذ باللَّه - حقيقت نداشته باشد ، ممكن است طرف بگويد چرا دزدى نكنم ؟ ! چرا جنايت نكنم ؟ ! چرا تقلّب نكنم ؟ ! چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟