به دست آورد ؟ انسان احساس مسئوليت را چگونه بايد به دست آورد ؟ يعنى چطور مىشود كه يك انسان احساس مسئوليت مىكند ؛ ريشهء اين احساس چيست ؟ آيا با گفتن درست مىشود ؟ اينكه آدم بگويد من مسئولم ، مسئوليت در وجدانش به وجود مىآيد ؟ اين وجدان مسئول را چه نيرويى مىسازد ؟ اين هم خودش مطلبى است .
6 . زيبايى
. به يك مكتب ديگر هم اشاره كنم . اين مكتب روى زيبايى تكيه مىكند . افلاطون اخلاق را براساس زيبايى توصيف كرده است ، مىگويد : آن چيزى انسانى است كه زيبا باشد . مثلًا عدالت را همهء مكتبها مىپسندند . يك مكتب عدالت را از روى محبت مىپسندد . ديگرى عدالت را از روى ميزان اخلاقى آن مىپسندد . يكى هم چون بين عدالت و آزادى خويشاوندى قائل است آن را مىپسندد . ديگرى ممكن است عدالت را با ميزان مسئوليت بسنجد . افلاطون عدالت را با عينك زيبايى مىبيند ، مىگويد : عدالت كه خوب است ( چه عدالت اخلاقى در فرد و چه عدالت اجتماعى در جامعه ) به اين دليل خوب است كه منشأ توازن مىشود و ايجاد زيبايى مىكند . جامعهاى كه در آن عدالت باشد زيباست . و همان حس زيبايى جويى بشر است كه او را عدالتخواه كرده است . انسان اگر بخواهد انسان باشد و به خصلتهاى انسانى برسد ، بايد احساس زيبايى را در خود تقويت كند ؛ ريشهاش زيبايى است .
البته او توجه دارد كه زيباييهاى انسانى آن زيباييهاى معنوى است . اين هم يك مكتب .
در جلسهء ديگر « 1 » مقدارى دربارهء اين مكتبها قضاوت خواهيم كرد تا ببينيم بالأخره چه مىشود گفت . معيار انسانيت كداميك از اينهاست ؟ آن حرف زيست شناسى كه ديديم درست نيست ؛ با معيار زيست شناسى نمىتوانيم انسانيت بسازيم . ببينيم دربارهء معيارهاى فلسفى ، اخلاقى و مذهبى چه مىتوان گفت و اسلام در اين زمينهها چه مىگويد .
و صلّى اللَّه على محمّد و إله الطّاهرين .
هامش
( 1 ) گويا جلسهء ديگر تشكيل نشده و اگر هم تشكيل شده ، نوار يا متن آن در دست نيست .