مكتب انسانيت
اين سخنرانى در دانشكدهء فنى دانشگاه تهران ايراد شده و تاريخ آن مشخص نيست .
موضوع بحث مكتب انسانيت است . انسانى كه خود يگانه موجود كاوشگر و محقق جهانى است كه ما مىشناسيم ، هميشه خودش يكى از موضوعات بحث و تحقيق خودش بوده است ؛ يعنى پيوسته يكى از مسائل مورد بحث انسان ، خود او بوده است .
مفهوم كلمهء « انسانيت » همواره با نوعى قدس و تعالى همراه بوده است ، چنان كه شئون خاص ما فوق حيوان انسان نظير دانش ، عدالت ، آزادى و وجدان اخلاقى به عنوان مقدسات شناخته مىشوند . پس انسان و انسانيت اجمالًا به عنوان يك امر مقدس شناخته شده و مىشود ؛ يعنى با آنكه دربارهء بسيارى از مقدسات بشر ترديد شده و حتى برخى از آنها مورد انكار قرار گرفتهاند ، ظاهراً هنوز مكتبى در جهان پيدا نشده است كه عملًا شئون خاص انسانيت را ، جنبههاى ما فوق حيوانيت انسان را تحقير كند و آنها را تقديس نكند . مولوى خودمان غزل معروفى دارد كه ذكر آن مناسب است :
بنماى رخ كه باغ و گلستانم آرزوست * بگشاى لب كه قند فراوانم آرزوست
يعقوب وار وا اسفاها همى زنم * ديدار خوب يوسف كنعانم آرزوست