تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
نهج البلاغه هست . حال چه مهمانىاى بوده است ؟ آيا آن فرماندار در مهمانىاى شركت كرده بود كه در سر سفرهء آن مشروب بوده است ؟ نه . در آنجا قمار بوده ؟ نه . در آنجا مثلًا زنهايى را آورده و رقصانده بودند ؟ نه . در آنجا كار حرام ديگرى انجام داده بودند ؟ نه ، پس چرا آن مهمانى مورد ملامت قرار مىگيرد و نامهء تند نوشته مىشود ؟ مىگويد : وَ ما ظَنَنْتُ انَّكَ تُجيبُ الى طَعامِ قَوْمٍ عائِلُهُمُ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُوٌّ « 1 » . گناه فرماندارش اين بوده كه بر سر سفره‌اى شركت كرده است كه صرفاً اشرافى بوده ، يعنى طبقهء اغنيا در آنجا شركت داشته و فقرا محروم بوده‌اند . على عليه السلام مىگويد : من باور نمىكردم كه فرماندار من ، نمايندهء من پاى در مجلسى بگذارد كه صرفاً از اشراف تشكيل شده است . بعد راجع به خودش و زندگى خودش براى آن فرماندار شرح مىدهد . دربارهء خود مىگويد درد مردم را از درد خودش بيشتر احساس مىكرد ؛ درد آنها سبب شده بود كه اساساً درد خود را احساس نكند . سخنان على عليه السلام نشان داده كه او واقعاً دانا و دانشمند و حكيم بوده است . اما على را كه اينقدر ستايش مىكنيم نه فقط به خاطر اين است كه باب علم پيغمبر بوده كه پيامبر فرمود : انَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلىٌّ بابُها « 2 » ؛ بيشتر از اين جهت ستايش مىكنيم كه انسان بود ، اين ركن از انسانيت را داشت كه به سرنوشت انسانهاى محروم مىانديشيد ، غافل نبود ، درد ديگران را احساس مىكرد ، چنان كه ساير اركان انسانيت را هم داشت .

3 . اراده

. مكتب ديگر مىگويد : معيار انسانيت « اراده » است ، ارادهء مسلطكنندهء انسان بر نفس خود . به عبارت ديگر معيار انسانيت ، تسلط انسان است بر خود ، بر نفس خود ، بر اعصاب خود ، بر غرايز خود ، بر شهوات خود ، به طورى كه هر كارى كه از انسان صادر مىشود به حكم عقل و اراده باشد نه به حكم ميل . فرق است ميان ميل و اراده . ميل در انسان يك كشش و جاذبه است ، جنبهء بيرونى دارد ، يعنى رابطه‌اى است بين انسان و شئ خارجى كه آن شئ انسان را به سوى خودش مىكشد . مثل آدم گرسنه كه ميل به غذا دارد . اين ميل يك جاذبه است كه انسان را به طرف خود
هامش
( 1 ) همان ، نامهء 45 . ( 2 ) غاية المرام ، باب 29 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 661 | مرتضى مطهرى