مطرح نيست . البته در اين دو مكتب يك انحرافى هست ؛ يعنى آنها مىگويند محبت ، ولى محبتى كه آنها مىگويند نوعى تخدير است . اين هم نظريهاى است و بعد بايد دربارهء آن صحبت كنيم كه آيا محبت به تنهايى براى معيار انسانيت بودن كافى است يا نه ؟ .
گفتيم در نظريهء خلق و خوى ، اولين حرفى كه در معيار انسانيت مطرح است انساندوستى است . انسان اخلاقى يا انسان بالاتر ، انسان فراتر ، انسانى است كه انساندوست باشد . با اين معيار يك مقدار از مشكلاتمان حل مىشود . اگر از ما بپرسند : ابوذر را كه شما بر معاويه ترجيح مىدهيد ، براى چه ترجيح مىدهيد ؟
ديديم با معيار اول يعنى ملاك برترى را دانش و آگاهى صِرف دانستن ، اين ترجيح ما جور درنمى آمد ولى با معيار دوم يك مقدار اين مسئله حل مىشود . مىگوييم :
معاويه انسانى بود فقط در فكر خودش و براى خودش ، و انسانهاى ديگر را براى اشباع جاه طلبىهاى خود به زور استثمار كرده بود . پس او يك موجود خودخواه ، خودپسند و خودپرست بود . ولى ابوذر برعكس ، با اينكه همهء امكانات برايش فراهم بود و همين معاويه حاضر بود بهترين شرايط زندگى را براى او فراهم كند ، به خاطر اينكه معاويه حقوق مردم را پايمال كرده بود و براى اينكه به سرنوشت ديگران مىانديشيد ، با همين معاويهء جبّار مبارزه كرد تا آنجا كه جانش را بر سر اين كار گذاشت و در تبعيدگاه رَبَذه در غربت جان داد . پس اينكه ما ابوذر را انسان مىدانيم و معاويه را انسان نمىدانيم بلكه يك حيوان مىدانيم ، به خاطر اين است كه معاويه فقط در فكر آخور خودش بود و ابوذر در فكر انسانهاى ديگر .
ما چرا على عليه السلام را يك انسان كامل مىدانيم ؟ براى اينكه درد اجتماع را حس مىكرده ، براى اينكه « من » او تبديل به « ما » شده بود ، براى اينكه « خود » او خودى بود كه همهء انسانها را جذب مىكرد . او به صورت يك فرد مجزّا از انسانهاى ديگر نبود بلكه واقعاً خودش را به منزلهء يك عنصر ، يك انگشت ، يك عصب در يك بدن احساس مىكرد كه وقتى ناراحتىاى در يك جاى بدن پيدا مىشود ، اين عضو ناآرام و بىقرار مىگردد . و اصلًا اين تعبيرات مال خود اوست ؛ قبل از اينكه در قرن بيستم فلسفههاى اومانيستى اين حرفها را بياورند على عليه السلام اينها را گفته است .
وقتى كه خبردار مىشود كه عامل او ( فرماندارى كه از ناحيهء او منصوب است ) در يك مهمانى شركت كرده است ، نامهء عتاب آميزى به او مىنويسد كه در
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 660
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٦٠