باشيم .
اصلًا وحى خود مدد غيبى است ولى در مقياس اجتماع بشر . آنجا كه ديگر پاى علم بشر ، پاى فعاليت بشر نمىرسد ، آنجا كه ديگر پاى حس نمىرسد ، پاى عقل و فكر نمىرسد ، خداوند به وسيلهء يك عده به نام « پيامبران » بشر را هدايت و راهنمايى مىكند ، از غيب مدد مىرساند . آنجا كه جاى عجز و ناتوانى بشر است ، ديگر بشر فعاليت خودش را كرده است ، كار خودش را انجام داده است ، ناتوان است و در قدرت او نيست ، جاى مدد غيبى است . قرآن دربارهء پيغمبر اكرم مىفرمايد :
و اذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذكم منها
« 1 » اى مردم ! اين نعمت خدا را فراموش نكنيد كه شما ( يعنى شما مردم ، شما بشرها ، شما انسانها ؛ نه تنها شما عربها ، بلكه همهء انسانها ) به يك پرتگاه بسيار خطرناكى رسيده بوديد و عن قريب سقوط قطعى مىكرديد .
خداوند به وسيلهء اين پيغمبر شما را نجات داد ، به شما آزادى داد ، شما را خلاص كرد . اين ، مدد غيبى است . و چقدر براى زندگى فردى و اجتماعى انسان ، اين ايمان مفيد و نگهدارنده است ! .
من نمىدانم با چنين اشخاصى برخورد كردهايد يا نه ؛ من برخورد كردهام و خودم در زندگى شخصىام چنين تجربههايى دارم كه انسان گاهى اينجور احساس مىكند كه اگر آن راهى را كه خدا براى او معين كرده است برود ، يك تأييدهايى ، يك حمايتهاى غيبى و نهانى هست بالاتر از عقل و فهم و فكر او كه براى او كار مىكند ، و چقدر يك چنين ايمانى آدم را نگه مىدارد و براى زندگى انسان مفيد است !
داستان آيت اللَّه بروجردى و رفتن به مشهد
داستانى الآن يادم افتاد ، دريغ است كه آن را نگويم : مرحوم آية اللَّه بروجردى ( اعلى اللَّه مقامه ) قبل از اينكه به قم بيايند ، من از نزديك خدمت ايشان ارادت داشتم . بروجرد رفته بودم و در آنجا خدمتشان رسيده بودم . مردى بود در حقيقت باتقوا و به راستى موحد . نگوييد هركس مرجع تقليد شد ، البته موحد هست . توحيد
هامش
( 1 ) آل عمران / 103 .