تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
در آن سر دنيا هستند زودتر از مردمى كه در آن ميدان هستند ، مىشنوند . يعنى اگر شما در اينجا راديوى انگلستان را بگيريد ، صداى آن ساعت را قبل از مردمى كه در انگلستان در آن ميدان‌اند ، مىشنويد ، چرا ؟ زيرا براى مردمى كه مىخواهند از طريق هوا و با موج صوتى صداى اين ساعت را بشنوند ، ممكن است يك ثانيه يا دو ثانيه طول بكشد ولى براى مردمى كه صداى آن را با موج الكترونيكى مثلًا در ايران گوش مىكنند ، يك ثانيه كه هيچ ، يك هزارم ثانيه و شايد يك ميليونيم ثانيه هم طول نمىكشد كه اين صدا به آنها مىرسد . درنتيجه شما اين صدا را از يك انگليسى كه در آنجاست ، زودتر مىشنويد . اين امواج در فضا وجود دارد . با چه حسى ما مىتوانيم آنها را درك كنيم ؟ با هيچ حسى ؛ فقط با قرائن علمى . حتى علما مىتوانند طول اين امواج را به دست آورند بدون اينكه آنها را ببينند . پس اجمالًا ما مىفهميم كه اين امواج وجود دارند . بسيار بسيار جاهلانه است كه انسان دايرهء ايمان و تصديق خودش را محدود كند و بگويد من فقط به هر چيز كه آن را مستقيماً با يكى از حواس خودم درك مىكنم ، ايمان دارم .

معنى ايمان به غيب

معنى
الذين يؤمنون بالغيب
چيست ؟ آيا فقط اين است كه ايمان داشته باشيم كه غيبى وجود دارد ، خدايى وجود دارد ، وحيى وجود دارد ، ملائكه و فرشتگانى وجود دارند ، كتب آسمانى منشأ غيبى دارند ، معادى وجود دارد ؟ يا ايمان داشته باشيم كه امام زمانى وجود دارد ؟ آيا ايمان به غيب همين است و به همين جا خاتمه پيدا مىكند ؟ نه ، بالاتر است . ايمان به غيب آن وقت ايمان به غيب است كه انسان يك ايمانى هم به رابطهء ميان خودش با غيب داشته باشد ؛ ايمان داشته باشيم كه اين‌جور نيست كه غيبى هست جدا و ما هستيم جدا ، بايد به مددهاى غيبى ايمان داشته باشيم . شما در سورهء حمد مىخوانيد :
اياك نعبد و اياك نستعين
اى خداى نهان و پنهان ! ما تنها تو را پرستش مىكنيم و از تو كمك مىگيريم ، از تو مدد مىگيريم ، از تو نيرو مىخواهيم . ( اين استمداد است . ) در راهى كه مىرويم ، اين نيروهايى را كه تو به ما داده‌اى به كار مىاندازيم ولى مىدانيم كه سررشتهء تمام نيروها دردست توست ، از تو قوّت مىخواهيم ، از تو مدد مىخواهيم ، از تو هدايت مىخواهيم .