شب جمعه است ؛ در دعاى كميل اينطور مىخوانيم : يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ ، قَوِّ عَلى خِدْمَتِكَ جَوارِحى وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزيمَةِ جَوانِحى وَ هَبْ لِىَ الْجِدَّ فى خَشْيَتِكَ وَ الدَّوامَ فِى الْاتِّصالِ بِخِدْمَتِك پروردگارا ، پروردگارا ، پروردگارا ! به اعضا و جوارح من نيرو بده ولى در راه خدمت خودت . ( خودتان را بندهء آماده به خدمت نشان مىدهيد . از خدا استمداد مىكنيد و نيرو مىخواهيد . ) نه تنها براى اعضا و جوارح خودم نيرو مىخواهم ، براى دل خودم و براى عزم و تصميم خودم هم از تو نيرو مىخواهم .
خدايا ! به دل من عزم و تصميم بده ، ارادهء مرا محكم كن .
اصلًا دعا يعنى چه ؟ بسيار خوب ، ايمان دارم به غيب براى خودش ، من براى خودم ؟ نه ، نكتهاى مىگويند كه حرف خوبى است . مىگويند يكى از تفاوتهايى كه ميان فلسفهء الهى و دين و مذهب هست اين است كه فلسفهء الهى ( البته فلسفههاى الهىاى كه از مذهب مثل اسلام استمداد نكردهاند ) حداكثر به خدايى جداى از عالم ، به غيبى جداى از شهادت اعتقاد دارد . مثل يك آدم ستاره شناس كه مثلًا مىگويد در منظومهء شمسى ستارهاى كشف شد به نام نپتون ، در كهكشان چنين چيزى كشف شد .
خوب ، هست كه هست ، به من چه مربوط ؟ ولى در دين ، عمده آن رابطهاى است كه ميان بنده و خدا ، ميان ما و جهان غيب برقرار مىشود . دين از يك طرف ما را وادار مىكند به عمل و كوشش و - به تعبير اميرالمؤمنين - به خدمت ، و از طرف ديگر مىگويد پيوندها و رابطههايى معنوى ميان غيب و اينجا هست ؛ تو دعا كن ، تو بخواه ، تو استمداد كن ، از يك راه نهانى كه خودت نمىدانى ، به هدف و نتيجه مىرسى . مىگويد صدقه بده ، از يك راه نهانى كه تو نمىدانى رفع بلا مىكند . دعا كن ( كه البته شرايطى دارد ؛ اگر دعا با آن شرايط صورت بگيرد ) شما از يك راه نهانى استجابتش را خواهيد گرفت . تصميم بگير ، از خداوند در كارها الهام بخواه ، بعد مىبينى در موقع معين ، سر بزنگاه ، خدا به قلب تو الهامى كرد ، از غيب به تو مدد مىرسد .
امداد غيبى ، حسابى دارد
البته مدد غيبى شرايطى دارد ؛ معنايش اين نيست كه ما در خانهمان بنشينيم و بگوييم : اى غيب بيا به من مدد بده ! نه ، مدد غيبى ، قانون و شرايط دارد . پس عمده اين است كه ما ايمان به غيب و ايمان به مددهاى غيبى در يك شرايط معين داشته