وگفت : هفتاد سال از خدا عمر گرفتهام و خداوند در اين مدت تفضّلاتى به من كرده است و هيچ يك از اين تفضّلات تدبير نبوده است ، همه تقدير بوده است . فكر من هميشه اين بوده كه ببينم وظيفهام در راه خدا چيست . هيچ وقت فكر نكردهام كه من در راهى كه مىروم ترقى مىكنم يا تنزل ، شخصيت پيدا مىكنم يا پيدا نمىكنم ؛ فكرم هميشه اين بوده كه وظيفهء خودم را انجام بدهم . هرچه پيش آيد ، تقدير الهى است .
زشت است در هفتاد سالگى ، خودم براى خودم تدبير كنم . وقتى كه خدايى دارم ، وقتى كه عنايت حق را دارم ، وقتى كه خودم را به صورت يك بنده و يك فرد مىبينم ، خدا هم مرا فراموش نمىكند . خير ، مىروم . و ديديم اين مرد از روزى كه فوت كرد ، روز به روز خداوند بر عزت او افزود . آيا آيت اللَّه بروجردى - نعوذباللَّه - با خدا قوم و خويشى داشت كه مورد تفضّل و يا عنايت حق باشد ؟ ابداً . امدادهاى الهى به افراد ، به اجتماعات و به بشريت حسابى دارد .
پيغمبر اكرم دربارهء مهدى موعود فرمود : يُبْعَثُ فى امَّتى عَلَى اخْتِلافٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ يَرْضى عَنْهُ ساكِنُ السَّماءِ وَ ساكِنُ الْأرْضِ وَ يُقَسِّمُ الْمالَ صِحاحاً . قالوا : « و ما صِحاحاً يا رَسولَ اللَّه ! » قالَ : يُقَسِّمُ بَيْنَهُمْ بِالسَّوِيَّةِ « 1 » . خدا هرگز دنيا را بىصاحب نگذاشته است و بىصاحب هم نخواهد گذاشت . آن وقتى كه كار دنيا مىكشد به آنجا كه واقعاً بشريت در خطر است ، خدا بشريت را به وسيلهء يك بشر نجات مىدهد .
بدبينى نسبت به آيندهء جهان در ميان روشنفكران
هيچ مىدانيد الآن چگونه بدبينىاى در روشنفكران جهان نسبت به آيندهء بشريت پيدا شده است و هيچ مىدانيد اين بدبينى با مقياس علل و عوامل ظاهرى ، بجاست ؟
ما مسلمانها قدر اين نعمت را نمىدانيم كه الآن مثل مردم صد سال پيش مىگوييم زندگى بشر مثلًا پانصد سال ديگر ، هزار سال ديگر هم هست و شايد صدهزار سال ديگر هم باشد . پيش خودمان مىگوييم دليلى ندارد كه نباشد ، دليلى ندارد كه بشريت منقرض بشود . اما امروز عدهاى از به اصطلاح روشنفكران دنيا ( از جمله راسل در كتاب اميدهاى نو ) معتقدند كه بشريت ، دوران خودش را تمام كرده و وقت انقراضش فرا رسيده است . يكى از كسانى كه چنين بدبينىاى نسبت به آيندهء بشر
هامش
( 1 ) منتخب الاثر ، ف 2 ، ب 1 ، ح 14 .