تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
در اين روح رشد كرده چيست ؟ وقتى مىرويم در وجودش ، مىبينيم اين روح ، بزرگ شده است اما آن شاخه‌اى كه در او بزرگ شده است جاه طلبى است ، شهرت است ، نفوذ است ؛ مىخواهد بزرگترين قدرتهاى جهان باشد ، مىخواهد مشهورترين كشورگشايان جهان باشد ، مىخواهد مسلطترين مرد جهان باشد . چنين روحى كه بزرگ است ولى در ناحيهء جاه طلبى ، تن او هم راحتى نمىبيند . مگر تن اسكندر در دنيا راحتى ديد ؟ مگر اسكندر مىتوانست اسكندر باشد و تنش راحتى ببيند ؟ مگر نادر ، همان نادر ستمگر ، همان نادرى كه از كلّه‌ها منارها مىساخت ، همان نادرى كه چشمها را درمىآورد ، همان نادرى كه يك جاه طلبىِ ديوانهء بزرگ بود ، مىتوانست نادر باشد و تنش آسايش داشته باشد ؟ گاهى كفشش ده روز از پايش درنمى آمد ، اصلًا فرصت درآوردن نمىكرد . نقل مىكنند كه يك شب نادر از همين دهنهء زيدر از جلوى يك كاروانسرا عبور مىكرد . زمستان سختى بود . آن كاروانسرادار مىگويد نيمه‌هاى شب بود كه يك وقت ديدم درِ كاروانسرا را محكم مىزنند . تا در را باز كردم ، يك آدم قوى هيكل سوار بر اسب بسيار قوى هيكلى آمد تو . فوراً گفت : غذا چه دارى ؟ من چيزى غير از تخم مرغ نداشتم . گفت : مقدار زيادى تخم مرغ آماده كن . من برايش آماده كردم ، پختم . گفت : نان بياور ، براى اسبم هم جو بياور . همهء اينها را به او دادم . بعد اسبش را تيمار كرد ، دست به دستها و پاها و تن او كشيد . دو ساعتى آنجا بود و يك چرتى هم زد . وقتى خواست برود ، دست به جيبش برد و يك مشت اشرفى بيرون آورد . گفت : دامنت را بگير . دامنم را گرفتم . آنها را ريخت در دامنم . بعد گفت : الآن طولى نمىكشد كه يك فوج پشت سر من مىآيد . وقتى آمد ، بگو نادر گفت من رفتم فلان جا ، فوراً پشت سر من بياييد . مىگويد تا شنيدم « نادر » ، دستم تكان خورد ، دامن از دستم افتاد . گفت : مىروى بالاى پشت بام مىايستى ، وقتى آمدند بگو توقف نكنند ، پشت سر من بيايند . ( خودش در آن دل شب ، دو ساعت قبل از فوجش حركت مىكرد . ) فوج شاه آمدند ، من از بالا فرياد كردم : نادر فرمان داد كه اطراق بايد در فلان نقطه باشد . آنها غرغر مىكردند ولى يك نفر جرأت نكرد نرود ، همه رفتند . آدم بخواهد نادر باشد ديگر نمىتواند در رختخواب پر قو هم بخوابد ، نمىتواند عاليترين غذاها را بخورد ؛ بخواهد يك سيادت طلب ، يك جاه طلب ، يك
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 625 | مرتضى مطهرى